یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۳

بایگانی مربوط به دسته‌ی ’وین دایر‘

راز قانون جذب

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۹ - مرداد - ۱۳۹۰

رسول حسن زاده / واژگان کلیدی: راز ، قانون جذب ، آرزو ، فیزیک کوانتوم ، اومانیسم

مقدمه: امروزه کمتر کسی است که نام تئوری راز [۱] که از آن به نام قانون جذب[۲] یاد می شود را نشنیده باشد. فرضیه ای که  با یک هیاهوی بسیار به عنوان یک منجی ، آمده است تا انسان له شده درچرخ مدرنیسم را نجات دهد و به او ارمغان شادی ، آرامش ، شادی  و غایت سعادت انسان اومانیستی یعنی ثروت بدهد.

قانونی که با مسلم گرفتن آن ، تأثیر به سزایی در فضای معنوی وعلمی ، فرهنگی جهان داشته تا جایی که  در  سال ۲۰۰۷ مجله نیویورک تایمز نویسنده کتاب راز را در لیست صد نفری که دنیا را تغییر داده اند، قرار داد.

کشور ما نیز از این جریان بی تأثیر نبوده و در مجامع فرهنگی و حتی مجامع علمی کشور سخنان زیادی پیرامون آن گفته می شود. و مروجین این تئوری، درصدد بومی­سازی این فرضیه هستند و در موارد متعددی آیات و احادیث را مستمسک قرار داده و اصرار بر تطبیق صد درصدی این فرضیه با متون قرانی و روایی دارند.

راندا برن[۳] استرالیایی نویسنده کتاب راز و کاگردان این فیلم در مقدمه کتاب انگیزه خویش برای خلق این اثر را منجی گری این کتاب در برابر بحران های روحی و نا امیدی در زندگی اش بیان می کند.

نویسنده کتاب پیشینه این قانون را چندین قرن بیان کرده و ادعا دارد که اکثر مردان بزرگ تاریخ مثل افلاطون ، انشتین ، سقراط ، فیثاغورث ، نیوتن ، ویکتورهوگو و … از این قانون آگاه بوده و آن را به کار بسته اند و درحال حاظر نیز تعدادی از افراد موفق هستند که از  این قانون استفاده کرده اند واز این جهت وی محتوای کتاب را گفتگو با بیست و چهار تن از این افراد که از آن ها تعبیر به افشاگران راز می کند و اغلب آنها  در ایالت متحده زندگی می کنند قرار داده است .[۴] چیستی قانون جذب

قانون جذب بیان می کند که هر چه که در ذهن باشد مشابه آن در خارج تحقق خواهد داشت . می توان گفت همان قانون جاذبه است ولی در حیطه ذهن آدمی. این قانون بیان قانون تشابه می باشد که شبیه ، شبیه خود را می آفریند. در قانون تشابه افکار و باورها و قدرت تجسم نقش اصلی را دارند. به همین علت جادوگران معتقد بودند که برای باروی و حاصل خیزی مزارع باید در کشت‌زارها اعمال جنسی و باروی انجام داد[۵].

در قانون جذب نقش محوری در قدرت فکر و ذهن می باشد که با تصور خواسته ها ذهن مشابه خود را در خارج خلق خواهد کرد «هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت»[۶]

ساده‌ترین ذهنیتی که می‌توان از قانون جاذبه داشت ، این است که خودمان را به شکل یک آهن ربا فرض کنیم و می‌دانید که می‌توانید چیزهای دیگر را می‌توان با نیروی خودتان جذب کنید . نقش هر کسی به عنوان یک انسان ، پایبندی به افکارمان در مورد چیزهایی است که می‌خواهیم و باید در ذهنمان مشخص کنیم که چه چیزی می‌خواهیم و از این جا ما شروع به احضار یکی از بزرگترین قوانین کاینات می‌‌کنیم . این قانون جذب است . شما چیزی را که بیشتر به آن فکر می‌کنید جذب می‌کنید . این اصل را می‌توان به صورت خلاصه در سه عبارت ساده بیان کرد : ۱- افکار ، ۲- تبدیل می‌شوند به ، ۳- اجسام . به همین خاطر اگر یک فکر را بارها و بارها در ذهنتان بیاورید مثل خریدن ماشین آخرین مدل ، تاسیس یک شرکت ، پیدا کردن همسر دلخواهتان و …. آن موقع شما دارید آن فرکانس را به صورت پیوسته منتشر می‌کنید . بیشتر مردم به این فکر می‌کنند که چه چیزهایی را نمی‌خواهند و تعجب می‌کنند که چرا برایشان بارها و بار ها رخ می دهد .

در واقع قانون جاذبه هیچ اهمیتی نمی‌دهد که شما چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد به ذهنتان می‌آورید . و این که شما آن چیر را می‌خواهید یا نمی‌‌خواهید . جاذبه به افکار شما پاسخ می‌دهد . بنابراین اگر شما یک جا نشسته‌اید و به کوهی از بدهکاری‌ها نگاه می‌کنید ، و احساس بسیار بدی دارید ، این همان سیگنالی است که دارید به کاینات عرضه می‌دارید . و این چیزی است که بیشر بدست خواهید آورد در موقعی که در ذهنتان چیزی را نمی‌خواهید و در درونتان فریاد عقب راندن آن چیز را می‌زنید ، در واقع آن را عقب نمی‌رانید ! بلکه آن را به سمت خود می‌کشیدشما فکر آن چیزی را که نمی‌خواهید را فعال می‌کنید و حالا قانون جاذبه چیز‌هایی از همین قبیل را سر راه شما قرار می‌دهد ».

قانون جذب متولد شده از اندیشه اومانیستی[۷] می باشد که هر چه هست انسان است و خواسته های فردی او. در واقع در اومانیسم نوعی انکار آشکار مبدأ هستی وجود دارد و می کوشد تا انسان را مالک الرقاب هستی و منشأ و غایت همه چیز معرفی کند.در تئوری راز مؤلفه های این اندیشه به وضوح روشن می باشد

 

یکی از مبانی و پشتوانه هایی که برای این تئوری ذکر کرده اند  توسل به علوم جدید مثل فیزیک کوانتوم میباشد.

فیزیک کوانتوم می گوید همه عالم از اندیشه خلق شده[۸] . ما واقعیت ها را خلق میکنیم ما ماشین تولید واقعیت ها هستیم  بنابرین قابل توجیه است چیزی را که میبینیم توهمی بیش نیست بنابراین هیچ راهی برای بیرون آمدن از این توهم و دیدن  آنچه واقعا در بیرون از ذهن ما وجود دارد نیست[۹]

تأملی بر دستاوردهای قانون جذب

در کتاب راز غایتی که به این قانون داده می شود استفاده از آن برای تحول در زندگی ، کسب ثروت ، رسیدن به شادی ، آرامش ، ارتباط با کسانی که دوستشان داری ، درمان بیماری ها و رسیدن به خواسته ها و آرزوهایش ، موفقیت های تحصیلی به طور کلی می توان گفت دستاورد قانون جذب بنا به گفته افشاگران راز  همان بهشت وعده داده شده می باشد یعنی هر آن چه را که اراده کنی در دستانت خواهی یافت ولی این بهشت ، در این دنیا برایشان ترسیم می شود.” با قانون جذب همه چیز را می توانید جذب کنید اشخاص مشاغل موفقیت ثروت سلامتی شادی اتوموبیل [۱۰]“.

در این جا با اذعان به محاسن برخی از محاسن قانون جذب مثل امید ، نشاط و موفقیت تأمل کوتاهی در دستاوردهای به دست آمده از این قانون می کنیم.

۱٫ تحول بخشی به زندگی

مهمترین ویژگی که افشاگران راز برای این قانون ذکر کرده اند تحول بخشی به زندگی شان می باشد ، اگر برد قانون جذب آن قدر باشد که بتواند زندگی را تحول بخشد پس چرا کسانی که از این قانون آگاه بوده اند فقط در یک بعد زندگی از آن استفاده کرده انددر حالی که با آگهی از این راز می توانستند هم ثروتمند باشند هم دارای آرامش باشند وتمامی موفقیت ها را برای خود کسب کنند. که در اینجا یکی از اساسی ترین ابهام های وارده براین قانون می باشد .

قانون راز اگر تحولی هم ایجاد کرده باشد گرفتن معنای زندگی و درک واقعی از زندگی فقط تلقین احساس زندگی می باشد . یعنی یک سبک زندگی مجازی است که حقیقت آن وجد ذهنی وتخیلی انسانی می باشد

۲٫ درمان بیماری ها

در این کتاب با تأکید بر اینکه بر بدیها فکر نکن بیان می کند که اگر به بیماری فکر کنی بنا به گفته قانون جذب این بیماری به سوی تو جذب خواهد شد. در یک جواب نقضی می توان این چنین گفت: اولا باید تمامی پرستاران و پزشکان که هر روز با بیماران سر و کار دارند ، آن گاه آن ها هم بیمار می شدند ثانیا علاوه بر تأیید علم پزشکی روایات بر این مسأله اشاره دارند که برخی بیماریها درمان بیماری های دیگر است .امام علیّ علیه السلام در مان بیماری ها را نه تنها در آرزوها نمی داند بلکه بهترین دارو را ترک آرزوهای دراز بیان می کنند: أنفَعُ الدَّواءِ تَرکُ المُنى[۱۱]

۳٫ رسیدن به شادی

قانون راز با وعده ارمغان شادی انسان ها را از فکر کردن به ناراحتی ها و غم ها بر حذر می دارد

«قصد من از راز ارمغان شادی است[۱۲] » قانون راز با بیان اینکه در دنیا فقط دو احساس وجود دارد احساس خوب و احساس بد و نباید احساس بد داشته باشی و همیشه باید احساس خوب احساس شادی داشته باشی . در جواب باید گفت همانطور که شادی نعمت الهی می باشد هموم هم نعمتی از جانب خداوند می باشد و هر دو برای سیر انسان لازم می باشد و از لحاظ روانشناختی هم اثبات شده که انسان دائما نمی تواند شادی داشته باشد.همانطور که نشاط و شادی در موفقیت ها نقش دارند.  هموم و غم ها هم عامل حرکت می باشد« من کثر همومه علت همته[۱۳]» هر کس همومش بیشتر باشد همتش عالی می گردد. متون دینی ، حرکت به سوی آخرت را در اندوه بر از دست دادن فرصت ها بر می شمارد و شادی بر فرصت سوزی را امری ناپسند بیان می کند عجبت لمن یضحک و الموت امامه

یکی ویژگی های حزن و اندوه اصلاح نفس آدمی می باشد« المومن یصبح حزینا و یمسی حزینا و لایصلحه الا ذالک [۱۴]»

دیگر از ویژگیهای اندوه پاکسازی درون می باشد خداوند متعال در پاسخ به سؤال حضرت داود در باره طهارت دل فرمود: قَالَ إِلَهِی أَمَرْتَنِی أَنْ أُطَهِّرَ وَجْهِی وَ بَدَنِی وَ رِجْلِی بِالْمَاءِ فَبِمَا ذَا أُطَهِّرُ لَکَ قَلْبِی قَالَ بِالْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ [۱۵]

در متون دینی در باب شادی و نشاط روایات متعددی وارد شده و عوامل ایجاد شادی رابر شمرده و غیر از اندیشه عوامل دیگری چون صدقه دادن ، نیکی کردن ، عطر زدن و… را بر می شمرد که می توان این عوامل را تحت مدیریت احساسات بحث کرد.

۴٫ جذب ثروت

تأکید بر ثروت وجذب ثروت در این کتاب و فیلم جای بسی تأمل دارد . فرستاده شدن چک های غیر منتظره[۱۶] میلیونر شدن[۱۷] ،و با تلقیناتی چون ” خود را ببینید که در فراوانی زندگی می کنید”[۱۸] به ثروت بیاندیشید[۱۹] انسان ها را با خود همراه می سازد  البته اگر بر خواستگاه این اندیشه دقت داشته باشیم لازمه اندیشه اومانیستی ماده گرایی و لذت طلبی می باشد .ومثل داستان لوبیای سحرآمیز اندیشه هایشان را با تخم طلا پر می کنند و در این راستا خدمتی بر شرکت های گلدکوئیستی نیز دارند چنانکه هر جا اسمی از این شرکت ها هست کتاب راز قبل از این شرکتها حضور داشته و خدمت شستشوی ذهنی را انجام می داد

در مورد اینکه ما تا چه حد می‏توانیم به امور مادی دنیا و ثروت توجه کنیم و با چه هدفی به دنیا بنگریم نظر دین را با عبارت‏های ذیل بیان می‏کنیم در دعای امام سجاد(ع) در طلب معیشت آمده است:

اَللّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ خَیْرَ مَعیشَةً اَتَقَوّی بِها عَلَی جَمیعِ حَوائِجی وَ اَتَوَصَّلُ بِها فی الْحَیاةِ اِلی اخِرَتی مِنْ غَیْرِ اَنْ تُتْرِفَنی فیها فَاَطْغی اَوْ تُقَصِّرَ بِها عَلَی فَاَشْقی وَ اَوْسِعْ عَلَی مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ وَ اَفِضْ عَلَی مِنْ سَیْبِ فَضْلِکَ…

اَعْطِنی مِنْ ذلِکَ یا اِلهی غِنی عَنْ شِرارِ خَلْقِکَ وَ اَعُوذُ بِکَ یا اِلهی مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ ما فیها، لا تَجْعَلِ الدُّنْیا عَلَی سِجْنَا وَ لا فَرْقَتَها عَلَی حُزْنَاً[۲۰]

خداوندا من از تو بهترین زندگی را درخواست می‏کنم که به وسیله آن بر رفع تمام نیازهایم توانا گردم و به وسیله آن بتوانم در دنیا به (سعادت) آخرتم برسم، بدون آن که چندان در رفا افکنی مرا، که طغیان کنم یا آن را بر من سخت‏گیری که شقی و (بدبخت) گردم و رزق حلالت را بر من وسیع گردان و از جریان فضل خویش بر من ببخش و از آن رزق حلال، بی نیازی از افراد بد را به من عطا فرما… و پنا می‏برم به تو ای پروردگار من از شر دنیا و شر آنچه در آن است، دنیا را برای من چون زندان مگردان و دوری و جدائی از آن را مایه اندوهم قرار مده

ثروت دنیایی نه تنها موجب کمال انسان های الهی نیست بلکه خداوند متعال آن را ارزانی کفار میداند وَ لَوْ لا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَیْها یَظْهَرُونَ [۲۱]

و در عوض این پرهیزکاری و زهد به انسان علم وهدایت خویش را می دهد

ومَن زَهِدَ فِی الدُّنیا وقَصَّرَ فیها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه ُ عِلما مِن غَیرِ تَعَلُّمٍ وهُدىً بغَیرِ هِدایَةٍ[۲۲]

استفاده از آرزو و تخیل ثروت بنابه فرموده روایات نه تنها انسان را ثروتمند نمی کند بلکه موجب فقر و ورشکستگی خواهد بود

الإمام علیّ علیه السلام :مَنِ استَعانَ بِالأَمانِیِّ أفلَسَ[۲۳]

۵٫      احساس بی نیازی

یکی از سخنان قابل تأمل در قانون جذب این است که ” مهم نیست تو خوب و یا بد باشی و مهم نیست چیزی بخواهی که در ذات خود خوب باشد یا خوب نباشد بلکه مهم خواست و طلب توست” در اینجا دیگر چیزی به نام نظام ارزش اخلاقی مطرح نیست و اصل بر اساس خواسته و تمایلات فردی می باشد.

قانون جذب می گوید” احساس بی نیازی کن” . انسان اگر احساس بی نیازی کند هیچ وقت در پی برآورده کردن نیاز های خویش حرکت نمی کند  المرء بهمته لا بقنیته[۲۴] شخصیت و ارزش یک فرد به همت او می باشد نه به آن چه که به دست می آورد . قرآن کریم در مورد آنان که خود را از خدا بی نیاز می دانند می فرماید کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏[۲۵] انسان زمانی طغیان می کند که خودش را بی نیاز ببیند

خداوند بی نیازی را نه در احساس بلکه در رضایت خودش قرار به داده است امام هادى علیه السلام:الغِنى قِلَّةُ تَمنّیکَ ، وَالرِّضا بِما یَکفیکَ.[۲۶]

بى نیازى و توانگرى ، در این است که تمنّایت اندک باشد و به آنچه تو را بسنده کند، خرسند باشى.

پیروی از لذت ها از دیگر دستاوردهای قانون جذب می باشد که در جای جای کتاب به آن اشاره دارد لیزا نیکولزدر این باره می گوید: وقتی از چیزهایی که لذت می برید پیروی می کنید ،  در فضای شادی و نشاط دائم زندگی می کنید این گونه دریچه های تنعم و فراوانی عالم هستی را به روی خود باز می گردانید.[۲۷]

۶٫ بهشت موعود

یکی از شاخصه های اندیشه اومانیستی نفی معاد می باشد و اگر بهشتی باشد در همین دنیا خواهد بود«احساس خوشبختی از خود ساطع کنید و آن را به جهان هستی بدهید این گونه بهشت را روی زمین تجربه می کنید »[۲۸] ویژگی بهشت این است که هرچه که اراده کنی در دستانت خواهی یافت افشاگران راز با القای این “مسأله کافی است فرمان دهی به کائنات” این اعتقاد را در ضمیر اشخاص نهادینه می کنند . یکی از آثار زیان بار این اعتقاد ایجاد توقع بیجا و در نتیجه اگر به خواسته خویش نرسید سرخورده خواهد شد. الإمام علیّ علیه السلام در این باره می فرمایند :مَن کَثُرَ مُناهُ قَلَّ رِضاهُ[۲۹] هر کس آرزویش بیشتر باشد میزان رضایتمندی اش کمتر خواهد بود.

۷٫      آرامش

یکی از ضروری ترین نیازهای فطری آدمی نیاز به آرامش می باشد .آرامشی که خدای متعال تأمین این نیاز را در انس با خویش قرار داده است . تمدن غرب به خاطر بریدن از خدا و کنار گذاشتن معنویت  دچار فقدان آرامش روحی گردیده. و برای یافتن  پاسخ به این نیاز فطری دچار تلاطم  گردیده و با افزایش تلاش برای یافتن پاسخ در میان یافته‌های مادی خویش همانند تشنه‌ای بوده  که در میان شوره‌زار به دنبال آب می‌گردد ولی آن چه به دست می آید چیزی جز سراب نمی باشد.

قانو جذب با تلقین احساس خوب داشتن به شدت انسان را از احساس بد داشتن نهی می کند و حتی اجازه فکر کردن در این مورد را نمی دهد . آرامشی که دستاورد قانون جذب است پاک کردن صورت مسأله می باشد. یکی از عوامل سلب آرامش نگرانی از گذشته و اعمال گذشته می باشد . قانون جذب با بیان اینکه «احساس گناه نکنید منفی است.» به جای اینکه سبب اضطراب یعنی احساس گناه را درمان کند آن را نادیده می انگارد و نقش تخدیری خود را ایفا می کند .

یکی دیگر از عوامل اضطراب و سلب آرامش نگرانی از آینده ونتیجه انتخاب های وی می باشد : «دانش راز به شما داده شده است اینکه با آن چه می کنید به خود شما مربوط است . هر آنچه برای خود انتخاب می کنید انتخاب درستی است»[۳۰] در نگاه توحیدی خدا است که موجبات سعادت افراد و خیرها  تنها خدا می داند ور انتخاب ها باید دید هدایت الهی برچه اساس می باشد وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏[۳۱]

قانون جذب با لذت پرستی می خواهد این نیاز فطری انسان را پاسخ دهد  جزف کمبل در این باره می گوید: از آنچه به شما لذت می بخشد از آن پیروی کنید تا عالم هستی درها را به روی شما بگشاید[۳۲]

انگیزه های استعمار ی و سلطه گری

یکی از شاخصه های معنویت های نوین اومانیستی سلطه پذیری در برابر ظلم می باشدو با عناوینی چون صلح و مثبت اندیشی  ، آن را در اذهان عمومی جامعه نهادینه کرده اند .قانون جذب این رسالت را عهده دار شده و به خوبی آن را اجرا میکند .در کتاب راز به نقل از کارل یونگ با بیان اینکه اگر در برابر هرچیز مقاومت کنید بیشتر دوام می آورد.[۳۳] به جنبش های ضد جنگ اشاره می کند و آن را موجب افزایش جنگ می داند “جک کانفیلد : جنبش ضد جنگ ، جنگ بیشتری تولید می کند جنبش ضد موادمخد ، مواد مخدر بیشتری تولید می کند علتش این است به آن چه که نمی خواهیم بیشتر توجه می کنیم” [۳۴]

جک کانفیلد:مادر ترزا زنی بی کم و کاست بود او می گفت « من هرگز در راهپیمایی های ضد جنگ شرکت نمی کنم اگر برای صلح راهپیمایی داشتید مرا هم دعوت کنید او راز را درک می کرد[۳۵]

هیل دوواکسین:بنابراین اگر شما ضد جنگ هستید به جای آن موافق صلح باشید اگر ضد گرسنگی هستید، موافق آن باشید که مردم چیزهای بیشتری برای خوردن پیدا کنند[۳۶] به دشمن فکر نکن خبرهای بد را نبین.

استکبار غرب برای اینکه بتواند سلطه بر جهان داشته باشد وبه راحتی بتواند به جنگ های ظالمانه خود ادامه دهد بهترین ترفند سلطه بر ذهن انسان هاست قانون راز با در دست گرفتن اذهان اشخاص آنها را در خواب خوش تخیلات و آرزوهایشان فرو می برد

امام علی فرمود: «آرزو، سلطة شیاطین بر دل‌های غافلان است[۳۷].»

جایگاه خدا در قانون جذب

یکی از ویژگی های اندیشه اومانیستی کنار گذاشتن خدا و اصالت بخشیدن به توانایی های فردی می باشد درمکانیزم قانون جذب خدا هیچ جایگاهی ندارد . «تنها چیزی که به آن احتیاج دارید خودتان هستید و تواناییهایتان برای اندیشیدن و به وجود آوردن»[۳۸] فیزیک کوانتوم می گوید: دنیا در اصل از اندیشه ساخته شده[۳۹] در قانون جذب تنها حقیقتی که بر آن تکیه می شود ذهن آدمی است «ذهن الهی تنها حقیقتی است که وجود دارد. چارلز فیلمور» [۴۰]

در فیلم راز و کتاب راز به نقل از جناب جیمز ری با اشاره به داستان علاءالدین و چراغ جادو ، خدا در جایگاه غلام مطیعی قرار می گیرد که وظیفه اش برآورده کردن خواسته های انسان ها می باشد[۴۱]

فروکاهش کردن مفهوم خدا در حد انرژی در جای جای کتاب مشهود می باشد.«آنچه در مورد انرژی می دانیم از این قرار است نزد یک متخصص فیزیک کوانتوم بروید و از او بپرسید دنیا از چه چیز ساخته شده در جوابتان خواهد گفت از ” انرژی” بسیار خوب انرژی را توصیف کنید خوب انرژی چیزی نیست را توصیف کردو یا از بین برد همیشه بوده و همیشه خواهد بود حالا به یک عالم روحانی مراجعه کنید و از او بپرسید عالم هستی را چه کسی خلق کرده است در جوابتان خواهد گفت خداوند بسیار خوب خداوند را توصیف کنید خداوند همیشه بوده و خواهد بود هرگز خلق نمی شود و هرگز از بین نمی رود همیشه بوده و همیشه خواهد بود همانطور که می بینید توصیف مشابهی است که از کلمات متفاوت برای بیان آن استفاده شده»[۴۲]

«منبع عرضه واقعی میدان نامرئی است می توانید اسمش را عالم هستی ذهن متعالی یا پروردگار بگذارید[۴۳]»

در قانون جذب حاجت و خواسته آدمی اصل می باشد نه منبع آن بر خلاف ادعیه که اصل خواندن خدا است سپس حاجت خواهی . یَا مُنْتَهَى رَغْبَتِی‏ . وَ مُنْتَهَى مُنَایَ وَ غَایَةُ رَجَائِی‏

حامیان قانون جذب بادعای اینکه خدا عقب نشسته و تنها قانون را آفریده، بقیه‌اش با توست. از قانون جذب به عنوان بزرگترین و مطمئن ترین قانون اسم می برند[۴۴]

در نگاه توحیدی خدا منشأ آفرینش ، قدرت و تدبیر عالم است ولی قانون جذب با اعتقاد به اینکه منشأ قدرت را ذهن می داند نقش خلقت را هم به ذهن می دهد «همه قدرت ها نشئت گرفته از درون است بنابرین تحت اختیار است رابرت کولیر»[۴۵]

سؤالی که باید از مروّجان داخلی قانون جذب باید پرسید جایگاه دعا ، توسل در مقابل این قانون چه چیز می باشد

آرزو

یکی از ویژگی های انسان آرزوخواهی وی می باشد.به دلیل اینکه انسان ، ذاتا در جستجوى کمال مطلق می باشد . از این جهت آرزوهای او حد وحصری ندارد امام علی علیه السلام می فرماید: الأَمَلُ لا غایَةَ لَهُ آرزوها ، پایان ندارند

اگر آرزوها به درستی مدیریت شوند می تواند ، عامل پیشرفت و حرکت آدمی باشد  . اگر آرزو از انسان گرفته شود ، جامعه بشر ، هیچ حرکتى به سوى تکامل نخواهد داشت از این رو ، پیامبر خدا ، آرزو را رحمتى مى داند که خداوند متعال به جامعه بشر ارزانى داشته است

رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إنَّمَا الأَمَلُ رَحمَةٌ مِنَ اللّه ِ لاُِمَّتی ، لَولاَ الأَمَلُ ما أرضَعَت اُمٌّ وَلَدا ، ولا غَرَسَ غارِسٌ شَجَر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :آرزو، در حقیقت، رحمتى از جانب خداوند براى امّت من است. اگر آرزو نبود ، هیچ مادرى فرزندى را شیر نمى داد و هیچ باغبانى ، نهالى نمى کاشت

قانون جذب به جای اینکه برای انسان برنامه ریزی زندگی یاد دهد و همت او را بارور کند نتیجه ای جز آمال پروری ندارد. قانون جذب مردم را در آرزوهای بی پایان  دنیایی فرومی‌برد و آرزوهای دنیایی را در عمیق‌ترین لایه‌های ذهنی و احساسی آنها درونی می‌سازد. این وضعیت نوعی احساس کاذب خوشی و کامیابی را ایجاد می‌کند که نتایج و پیامدهایی تباه کننده‌ای دارد

آرزوها در سه گام به دست می‌آیند، نخست خواستن: «به دنیا فرمان بده.» [۴۶] دوم باور: «باور داشته باش که به خواسته‌ات رسیده‌ای.» [۴۷]سوم: تجسم: «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای» [۴۸] احساس به فکر نیرو می‌بخشد. دنیا حسی است و تنها با تصور نمی‌توانی خواسته‌ات را به دست آوری. «پس از همین حالا احساس خوبی داشته باش.» [۴۹] تحقق آرزوها به نیرویی که به آنها می‌دهی بستگی دارد، پس هرگاه به اندازة کافی به افکار خود انرژی بدهی تحقق خواهد یافت.

آن چه که در آرزو مطرح است نامحدود بودن آرزوهاست و در این میان انسان با دستیابى بر آرزوهاى خود ، آرامش پیدا مى کند و اگر این آرزوها درست مدیریت نشود ، آرزومند ، سراب را آب مى پندارد و همه عمر ، در طلب سراب مى دود . مرگش فرا مى رسد ، امّا چیزى را مى خواهد که بدان، دست پیدا نمى کند و اگر به چیزى که خیال مى کرد در آرزوى آن است ، دست یافت ، مطلوب خود را در آن نمى بیند . لذا هیچ گاه در زندگى احساس راحتى و آرامش ندارد و به گفته امام على علیه السلام : مَن سَعى فی طَلَبِ السَّرابِ طالَ تَعَبُهُ وکَثُرَ عَطَشُهُ . امَن أمَّلَ الرِّىَّ مِنَ السَّرابِ خابَ أمَلُهُ وماتَ بِعَطَشِهِ هر که در طلب سراب بکوشد، زحمت او به درازا مى کشد و تشنگى اش افزون مى شود . هر که سیرابى از سراب را آرزو کند ، به آرزویش نمى رسد و از تشنگى مى میرد

به منظو مدیریت  آرزو ها ، ابتدا باید دید که فطرت انسان در جستجوى چیست و آن گاه، آرزوهاى درست را از آرزوهاى نادرست جدا کرد . سپس با تمام توان براى رسیدن به آرزوهاى فطرى حقیقى و اجتناب از آرزوهاى کاذب کوشید.

خداوند متعال ، با دادن این خصوصیت فطرى به انسان ، در حقیقت ، آموزگارِ آرزومندان خویش است و گویا به انسان مى گوید : گم شده تو منم . مطلوب و مأمول حقیقى تو منم . تو مرا که کمال مطلق هستم ، مى خواهى و نمى دانى . همه آرزوها به من ختم مى شود و بدین جهت ، اهل معرفت به من عشق مى ورزند و نهایت آرزوهاى آنان ، بلکه بالاتر از آرزوى آنان منم . اگر با من پیوند برقرار کردى ، در دنیا و آخرت ، کامیاب خواهى شد در قرآن کریم آمده است :

مَّن کَانَ یُرِیدُ ثَوَابَ الدُّنْیَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْیَا و هر کس پاداش دنیا را بخواهد ، پاداش دنیا و آخرت ، نزد خداست هنگامى که انسان ، هدف نهایى زندگى و برترین آرزوها را تشخیص داد ، همه خواسته ها و آرمان هاى او در جهت رسیدن به این هدف قرار مى گیرد ؛ زیرا مى داند هر خواسته اى که در جهت این آرزوى بزرگ است ، درست و حق است و هر چه در جهت خلاف آن است ، نادرست و باطل است

الإمام علیّ علیه السلام :مَن یَکُن اللّه ُ أمَلَهُ ، یُدرِک غایَةَ الأَمَلِ وَالرَّجاءِکسى که خدا امید [و آرزوى] او باشد

درست است که آرزو ، نعمت است و سرمایه زندگى ؛ امّا اگر این سرمایه درست مصرف نشود ، همانند همه نعمت هاى دیگر الهى ، به نقمتْ تبدیل مى شود و موجب بدبختى و تیره روزى انسان مى گردد .

قانون جذب با آمال پروری و ایجاد احساس کاذب در وجود انسان ها آنها را در آرزوهای طول و دراز فرو می برد که زیان های جبران ناپذیری در زندگی وی وارد می سازد به همین جهت روایات ما به شدت از آرزوهای باطل و بیهوده و بی پایان نهی کرده اند[۵۰] و پیامدهای آن را بیان کرده اند یکی از آثار آرزوی دراز کوتاهی در عمل می باشد الإمام علیّ علیه السلام :مَنِ اتَّسَعَ أمَلُهُ قَصُرَ عَمَلُهُ . در فیلم راز می گوید :کار فیزیکی در مکانیزم قانون جذب لازم نیست انجام دهی و اصل خواسته توست با این بیان انسان را از کار و تلاش دور می سازد

قانون خدا این است که به هر کس به اندازة خواسته و عملش نتیجه بدهد.

دومین پیامد آرزوهای طولانی فراموشی آخرت است الإمام علیّ علیه السلام :إنَّما أخافُ عَلَیکُم اثنَتَینِ: اِتِّباعَ الهَوى وطولَ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وأمّا طولُ الأَمَلِ فَیُنسِی الآخِرَةَ من بر شما از دو چیز مى ترسم: پیروى از هوس و آرزوىِ دراز؛ زیرا پیروىِ هوس ، از حق باز مى دارد و آرزوى دراز ، آخرت را از یاد مى بَرَد.

اگر براستی کسی با تمام اشتیاق چیزی از دنیا بخواهد و بکوشد، خداوند دست او را خالی باز نمی‌گرداند. اما نتیجه‌ای جز دنیای پوچ و فانی نخواهد یافت. «مَنْ کانَ یریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یبْخَسُونَ “أُولئِک الَّذینَ لَیسَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ إِلاَّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یعْمَلُونَ‌‍ ‌‍[۵۱]“

اما اهل ایمان و تقوا هیچ گاه نمی‌توانند دنیا را با تمام اشتیاق بخواهند مگر اینکه آن را راه خدا و روزنه‌ای بسوی محبوب خود بدانند و ببینند. به این ترتیب است که اهل ایمان دنیا را می‌خواهند با تمام شوق و عشقی که به خداوند دارند.

سومین اثر آرزوهای باطل و طولانی ازبین رفتن خرد آدمی می باشد الإمام علیّ علیه السلام :اِعلَموا عِبادَ اللّه  أنَّ الأَمَلَ یُذهِبُ العَقلَ ، ویُکَذِّبُ الوَعدَ ، ویَحُثُّ عَلَى الغَفلَةِ ، ویورِثُ الحَسرَةَ ، فَأکذِبُوا الأَمَلَ ؛ فَإِنَّهُ غُرورٌ وإنَّ صاحِبَهُ مَأزورٌ:بدانید ، اى بندگان خدا که آرزو ، خِرد را مى بَرد، وعده را دروغ جلوه مى دهد، به غفلت مى کشانَد و حسرت به بار مى آورد. پس، آرزو را باور نکنید؛ زیرا که آن ، فریبنده است و آرزومند گنهکار .

چهارمین پیامد آرزوهای طولانی از بین رفتن بینش می شودالإمام علیّ علیه السلام :الأَمانِیُّ تُعمی أعیُنَ البَصائِرِ آرزوها، دیدگان بصیرت را کور مى کنند

از پیامدهای دیگر آرزوهای طولانی که قانون جذب بر محور آن سخن می گوید فراموشی امر یقینی مرگ است

امیرمؤمنان علیه السلام :الأَمَلُ یُنسِی الأَجَلَ آرزو، اَجَل را از یاد [انسان] مى بَرد.

از پیامدهای جبران ناپذیر دیگر آرزوهای طولانی سخت دلی و قساوت قلب می باشد از نجواهاى خداوند عز و جل با موسى علیه السلام این بود : یا موسى لا تُطَوِّل فِی الدُّنیا أملَکَ فَیَقسُوَ قَلبُکَ ، وَالقاسِی القَلبِ مِنّی بَعیدٌ اى موسى! در دنیا ، آرزوىِ دراز در سر مپروران ، که دلت سخت مى شود و سخت دل ، از من دور است

کوچک شمردن نعمت های الهی از دیگر آثار آرزو می باشد الإمام علیّ علیه السلام :تَجَنَّبُوا المُنى ؛ فَإِنَّها تَذهَبُ بِبَهجَةِ نِعَمِ اللّه ِ عِندَکُم ، وتُلزِمُ استِصغارَها لَدَیکُم وعَلى قِلَّةِ الشُّکرِ مِنکُم.

انسان با تخیل آرزوهای دراز به آرامش تخدیری دست پیدا می کند ولی اگر به این آرزوهایش نرسد چیزی جز تأسف حاصلش نخواهد شد عنه علیه السلام :حاصِلُ المُنَى الأَسَفُ ، وثَمَرَتُهُ التَّلَفُ.امام على علیه السلام حاصل آرزوها ، افسوس است و میوه اش ، تباهى

آثاری چون رنج بسیار[۵۲] ، تباهی عمر[۵۳] ، هلاکت و نابودی [۵۴] ، مرگ ناگهانی [۵۵] از دیگر پیامدهایی است که برای آرزوی طولانی در روایات وارد شده است

نتیجه

قانون جذب با ابهامات فراوانی مثل حدود ، قلمرو و برد این قانون ، عمومیت وشمولیت آن ، نداشتن پشتوانه قطعی علمی ، با تبلیغات وسیعی توانسته اهداف طراحان این نظریه را به خوبی پیاده کند اهدافی چون لذت گرایی ، تخیل اندیشی ، سلطه پذیری ، فراموشی آخرت ، دنیا گرایی ، ایجاد سبک زندگی مجازی . به همین جهت جای تعجب نیست که جنبش های نوپدید معنوی مثل کلیسای ساینتولوژی و اشخاصی چون وین دایر ، جی پی واسوانی ، کاترین پاندر و خیلی از این شخصیت ها از این نظریه حمایت کرده و آن را به عنوان اصل معنوی مطرح می کنند.

حال با مطرح کردن این نظریه در سطح کشور توسط حامیان این تئوری و نشر و توزیع بی سابقه این کتاب در سراسر کشور ، لازم است تا اندیشمندان و صاحب نظران هر یک از محورهای بحث را به چالش بکشند . و اندیشه های دینی مطرح شده را نه به عنوان مؤیدتراشی بلکه به دور از جانبداری یک طرفه روشن کنند. مباحثی چون مدیریت تفکر واندیشه ، مدیریت آرزوها ، مدیریت احساسات ( غم ها ، شادی ها ، هیجانات ) در منابع اسلامی به کرّات بحث شده است به طوری که مجال یکّه تازی را  از این نظریه بگیرد  به شرط آن که صاحب نظران دینی با استخراج این مباحث از منابع آیات و روایات ، بینش توحیدی و نظام ارزشهای اخلاقی را پیاده کنند. / رسول حسن زاده

منابع

۱٫      قرآن کریم

۲٫      بحارالانوار علامه مجلسی

۳٫      غررالحکم

۴٫      صحیفه سجاده

۵٫      راز

۶٫      فیلم راز

۷٫      نقد و بررسی تئوری راز مظاهری سیف

[۱] The Secret

[2] law of attraction

[3] Rhonda Byrne

[4] رازص ۲۰

[۵] مظاهری قانون جذب . تاریخ تمدن ج۱٫ص۷۹

[۶] راز،ص۲۲

Humanism[7]

[8] راز ص ۳۹

[۹] فیلم راز

[۱۰] راز ص ۱۴۱

[۱۱] غررالحکم ص : ۳۱۲

[۱۲] راز ص ۲۱

[۱۳] بحار ج ۷۲ ص ۲۶۰

[۱۴] بحارالانوار ج ۸۲ ص ۱۳۲

[۱۵] بحارالأنوار ج : ۷۰ ص : ۱۵۸

[۱۶] راز ص ۲۱

[۱۷]راز ص ۳۰

[۱۸] رازص ۳۴

[۱۹] رازص ۱۲۸

[۲۰] الصحیفة الثانیة السجادیة، ص ۱۷۷ ـ ۱۷۵، دعاؤه فی طلب المعیشة

[۲۱] زخرف ۳۳

[۲۲] بحارالأنوار ج : ۷۴ ص : ۱۶۶

[۲۳] غررالحکم ص : ۳۱۵

[۲۴] غررالحکم ص : ۴۴۸

[۲۵] سوره علق آیه ۶و ۷

[۲۶] بحارالأنوار ج : ۷۵ ص : ۳۶۹

[۲۷] راز ص ۱۹۰

[۲۸] راز ص ۱۲۷

[۲۹] غررالحکم ص : ۳۱۵

[۳۰] راز ص ۱۹۰

[۳۱] بقره ۲۱۶

[۳۲] راز ص ۱۹۰

[۳۳] راز ص ۱۵۶

[۳۴] راز ص ۱۵۶

[۳۵] راز ص ۱۵۷

[۳۶] راز ص ۱۵۹

[۳۷] غرر الحکم، ص۱۸۲۸

[۳۸] راز ص ۷۸

[۳۹] راز ص ۱۷۳

[۴۰] راز ص ۱۷۴

[۴۱] راز ص ۶۵و ۶۶

[۴۲] راز ص ۱۷۱

[۴۳] راز ص ۱۷۶

[۴۴] چارلز هانل کتاب راز ص ۲۷

[۴۵] راز ص ۱۷۷

[۴۶] راز ص ۵۷

[۴۷] راز ص ۵۸

[۴۸] راز ص ۶۲

[۴۹] راز ص ۶۴

[۵۰] عنه صلى الله علیه و آله :عِبادَ اللّه ِ ! إنَّکُم فی دارِ أمَلٍ ، بَینَ حَیاةٍ وأجَلٍ ، وصِحَّةٍ وعِلَلٍ ، دارِ زَوالٍ و تَقَلُّبِ أحوالٍ ، جُعِلَت سَبَبا لِلاِرتِحالِ ، فَرَحِمَ اللّه ُ امرَأً قَصَّرَ مِن أمَلِهِ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :اى بندگان خدا! شما در سراىِ آرزو به سر مى برید، میان زندگى و مرگ، و تن درستى و بیمارى ها ؛ در سراىِ ناپایدارى و دگرگونى حالات ؛ سرایى که براى کوچیدن ، خلق شده است. پس، رحمت خدا بر آن کس باد که آرزویش را کوتاه سازد

[۵۱] سوره هود ۱۶و۱۵

[۵۲] الإمام علیّ علیه السلام :مَن تَبِعَ مُناهُ کَثُرَ عَناؤُهُ

[۵۳] الإمام علیّ علیه السلام :ضِیاعُ العُمُرِ بَینَ الآمالِ وَالمُنى

[۵۴] عنه صلى الله علیه و آله :إیّاکُم وَالتَّسویفَ وطولَ الأَمَلِ ؛ فَإِنَّهُ کانَ سَبَبا لِهَلاکِ الاُمَمِ

[۵۵] عنه علیه السلام :مَن جَرى فی عِنانِ أمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ

عرفان وین دایر،محاسن و ملاحظات

ارسال توسط بینا در تاریخ ۱۹ - مرداد - ۱۳۹۰

زندگی و شخصیت

وین دبلیو دایر

[۱] در یکی از شهرهای آمریکا متولد شد. کودکی دایر با سختی­ها و مشقت­های فراوانی همراه بود. وی کودکی خود را در خانواده­ای پر جمعیت و پر ماجرا سپری نمود، او شیرخوار بود که پدرش خانواده ۴ نفره خود را رها می­کند. وی بارها و بارها از اعتیاد و الکلی بودن پدر خود یاد می­کند، فرد معتادی که فقط به فکر خوش گذرانی و عیش و نوش خود بود[۲]، به گونه­ای که فرزند ۱۶ ماهه خود را به پسر ۴ ساله­اش می­سپارد و زندگی و خانواده خود را رها می­کند و با زنی دیگر پا به فرار می­گذارد[۳] که بعد از آن وی موفق به ملاقات پدر نمی شود و  بالاخره پدر دایر در اثر افراط در نوشیدن مسکرات جان خود را از دست می­دهد[۴].  مادر وی بعد از جدایی از شوهر با مردی دیگر ازدواج می­کند که از قضا وی هم الکلی و معتاد و بی­مسئولیت بوده است.

وین دایر در پایین­ترین سطح اجتماع رشد کرد و در جوانی به مدت ۴ سال در نیروی دریایی آمریکا مشغول خدمت شد که البته با تلاش و زحمت توانست به دانشگاه راه­ یابد. در همین ایام بعلت مشکلات عدیده اقتصادی مشاغل مختلفی از جمله چمن زنی، پخش روزنامه[۵] ، صندوق دار و شاگرد سوپر مارکت را تجربه نمود.[۶]

وین دایر  در جوانی در حالیکه اعتیاد به الکل و مواد مخدر با زندگی او پیوند خورده بود[۷] توانست در سایه مدیتیشین و بعد از تمرین و تلقین­های فراوان آن راترک کند.[۸]

وین دایر از فردی به نام «رام داس» در عمل درس­های زیادی گرفته و از وی به نام استاد عرفان خود نام می­برد. رام داس از نظر دایر بزرگترین سخنران دنیاست.

وی هیچ  گاه از یادآوری کرامات و کارهای خارق­العاده خود خسته نمی­شود. لیست کارهای غیر عادی که وین دایر از زندگی خود بر می­شمارد به ده­ها مورد می­رسد. در این فهرست بلند مواردی از قبیل  جان سالم به در بردن از تصادف، [۹]موفقیت در دوی ماراتن در اثر مکاشفه معنوی،[۱۰] ا دیدن رویای صادقه،

[۱۱] بطور معجزه آسا موجب هدایت دیگران شدن،[۱۲] [۱۳] و سالم ماندن از سانحه هوایی[۱۴] … در شمار کرامات وی در آثارش منعکس شده است.

وین دایر در سن ۳۴ سالگی در حالیکه در اوج موفقیت بود، استادی دانشگاه در رشته روان شناسی را رها نمود و به نویسندگی روی آورد که تاکنون بیش از ۲۰ کتاب از وی منتشر شده است.

وی تا جایی پیشرفت نمود که از یک موسسه بین المللی به عنوان بهترین سخنران سال، جایزه چکش طلائی را دریافت کرد[۱۵] وی همچنین اهل ورزش و فعالیت جسمانی است به گونه­ای که تاکنون در ۷ دو ماراتن شرکت نموده و سالهاست که دست کم ۸ مایل می­دود[۱۶] و به گفته خودش یک روز هم از این کار غفلت نکرده است.[۱۷]

وی هم اکنون صاحب ۸ فرزند است[۱۸] و همسرش ـ که از نظر دایر فردی عارف و معنوی است ـ با اشتیاق در نگهداری و مراقبت از بچه­ها سهیم بوده است.[۱۹]

وین دایر حیات معنوی خود را موهون یک «گذشت بی­سابقه» می­داند. وی در جاهای متعدد از جفایی که پدرش در حق همسر و فرزندان روا داشته نام می­برد به طوریکه احساس خشم و نفرت نسبت به پدر سراسر وجود وین دایر را در بر می­گیرد بعد از مدت­ها وی متوجه می­شود پدرش از دنیا رفته ولی بالاخره موفق به زیارت قبر پدر می­شود و بعد از حضور بر مزار پدر، در یک تصمیم تاریخی کینه پدر را از دل به دور می­ریزد و او را می­بخشد و برای پدرش دعا می­کند. به گفته دایر در همین لحظه بود که احساس کرد یک تجربه معنوی و معرفت درونی به قلب وی سرازیر شد[۲۰] و ضمیرش به حق و حقیقت روشن گشت.[۲۱]

محاسن عرفان دایر

اکثر کتب وین دایر حول محور «معنویت» و «عرفان» نگاشته شده است. معنویتی که وی تبلیغ می­کند نقاط قوتی مخصوص به خود که بسیاری از مکاتب معنویت گرای امروز از این مزایا بی­بهره و یا کم بهره­اند.

۱ـ خدا محوری

دلپذیرترین و برجسته ترین نقطه در اندیشه­های وین دایر «تاکید بر خدا محوری» است. در نگاه وی مجموعه عالم هستی تحت قدرتی عظیم به نام «خداوند» اداره می­شود.[۲۲] و هیچ کلمه­ و واژه­ای نمی­تواند خدا را آنگونه که هست توصیف نماید. (همان ص ۴۱) همه انسان­ها از خدایند و به او بازگشت خواهند نمود[۲۳] .

از نگاه دایر هرچه انسان بیشتر به خداوند شبیه­تر و نزدیک­تر شود موحدتر است و فقط انسان موحد است که می­تواند جهان را جلوه خدا ببیند و خدا را در همه چیز و همه جا مشاهد کند.[۲۴] و اصولاً خداوند، قادرِ مطلق است و برای او غیر ممکن وجود ندارد.[۲۵] انسان معنوی از دیدگاه دایر «هرگز تنها نیست» بلکه او می­تواند برای خلق دگرگونی­ها و خروج از بن بست­های زندگی همواره به خدا متوسل شود.[۲۶] . او از رگ گردن به ما نزدیک­تر است و در هر چشم به هم زدنی می­توان با او ارتباط گرفت و از وجود او بهره مند شد[۲۷] وی تصریح می­کند «خدا» یکی است و و همه اشیاء از اویند. او در درون همه ما آشیان دارد و هر چند اسامی متعدد دارد اما یک حقیقت است و در همه موجودات، حی و حاضر است.[۲۸] و هیچ نقطه­ای از حضور خداوند خالی نیست.[۲۹]

دایر می­گوید: انسان باید در نیایش و دعای خود خدا را به گونه­ای بخواند که شایسته خدایی اوست[۳۰] و اصولاً خداوند مالک همه چیز است و این مالکیت هم انحصاری است.[۳۱] وی خدا را عقل کل توصیف می­کند که امکان ندارد از او کار بیهود سر بزند و امکان تصادف در کارهای او راه ندارد[۳۲] دایر توصیه می­کند «با توکل به خدا و تسلیم در برابر او پیش بروید و نتایج همه کارهایتان را به او بسپارید.»[۳۳] او بر اعتقاد مشترک هم ادیان در مورد خداوند اشاره می­کند که خداوند خالق همه چیز است ولی خودش ازلی و ابدی است و نیازی به خالق ندارد و می­گوید: «این گفته­ ادیان کاملاً منطقی است. زیرا با این توصیف دیگر ابتدا و پایانی برای خالق نیست و تفکر در این زمینه هم چندان لزومی ندارد… پس خدا موجودی است غیر مادی، عاری از جسم، لامکان، ازلی و ابدی،  واجد تمامی صفات، نه آغازی بر آن تصور دارد و نه پایانی و در تمام ابعاد هستی حاضر بوده، هست و خواهد بود.»[۳۴]

۲ـ هدفمندی خلقت

دایر به خوبی و به جا هدفمندی کائنات و حاکم بودن سنت­های ثابت بر هستی را می­پذیرد و این مسئله را در جاهای مختلف بازگو می­کند.[۳۵] «هیچ چیز در این جهان اتفاقی یا الله بختکی نیست بلکه همه چیز از اصول و قواعد خاص پیروی می­کند»[۳۶] .«شما در نظامی قرار دارید که تحت هدایت یک عقل کل و شعور مطلق قرار دارد. یعنی همه چیز هدفمند است».[۳۷] وی به زیبایی بین اراده آزاد انسانی و هدفمندی دستگاه خلقت جمع می­کند و در عین  رد جبر گرایی تفکر صحیح را تفکری می­داند که ضمن پذیرش موهبت اختیار و اراده برای انسان، شعور و هدفمندی  را برای کل هستی بپذیرد[۳۸] .

«من بر این اعتقادم که جهان بی نقص و عاری از هر گونه نقصان و کم و زیاد و در نهایت کمال است و اذهان ما از درک آن عاجز و غیر از این هم از خالق جهان، نباید انتظار داشت[۳۹] وی تمامی اجزاء هستی را دارای ماموریتی ویژه می­داند که تحقق این رسالت را ماموریت نهایی هر انسان می­داند.[۴۰] و اگر کسی در جهت انجام رسالت خود گام بر دارد بخشی از تکامل هستی تحقق یافته است[۴۱]

فضایل اخلاقی در عرفان دایر

باید اعتراف نمود بسیاری از صفات اخلاقی فاضله و ابعاد الهی وجود انسانی در نوشته­های وین دایر به صورت زیبایی انعکاس یافته است. مفاهیم مبهمی مثل سعادت، کمال، عشق و … که در بسیاری از مکاتب اخلاقی تبیین روشنی از آنها صورت نگرفته است توسط وین دایر به صورت عملیاتی وریز و تحت عناوین مجزا ذکر گردیده است و در بسیاری از موارد،  ابعاد آن مورد اشاره و تحلیل قرار گرفته است.

هر چند این مفاهیم به صورت دقیق­تر و عمیق­تری در متون اسلامی ـ قرآن کریم ، روایات معصومین و کتب اخلاقی ـ مورد کاوش قرار گرفته و ادله مختلف عقلی، منطقی و وجدانی برای آنها ذکر گردیده و در یک «نظام اخلاقی منسجم» به صورت پازلی کامل جا داده شده­اند، با این وجود کار دایر در این جهت کار با ارزشی است و تا حد زیادی ـ در حوزه اخلاق فردی ـ به اخلاق و عرفان اسلامی نزدیک شده است و می­توان ادعا نمود که با توجه به تاثیرپذیری دایر از مولوی ـ که در جاهای متعددی از مولوی نام می­برد و گفته­های او را به صورت کامل نقل می­کند[۴۲] و گاهی هم به قرآن استناد می کند[۴۳] ـ بسیاری از گفته­های دایر در حیطه اخلاقیات از متون اسلامی یا حداقل از عرفای اسلامی اخذ و اقتباس شده است تا جائیکه گاهی تعبیرات دایر مو به مو با همان تعبیرات بکار رفته در احادیث معصومین تطبیق می­کند. مناسب است پاره­ای از محاسن کلام دایر ـ آموزه­های اخلاق فردی ـ مرور گردد تا این قرابت به گونه­ ملموس­تری روشن شود.

۱ـ شکرگزاری

در بیان دایر شکر گزاری و سپاس به درگاه خداوند باعث می­شود نعمت بیشتری نصیب انسان گردد و صفت سپاس­گزاری، خصلت منفیِ «آز و افزون طلبی» را در انسان زایل می­کند و فرد خدا خواه باید در هر حال (حال سختی و حال خوشی) شکرگزار خداوند باشد[۴۴] و تمامی موهبت­هایی که در زندگی انسان وارد می­شود باید مشمول این حالت واقع شوند [۴۵]

دایر خود ضمن اینکه هر روز صبحدمش را با شکر گزاری آغاز می­کند [۴۶] به خوانندگان آثارش توصیه می­کند هر روز صبح بگویید: «خدایا به خاطر زندگی­ام، سلامت بدنم، بخاطر خانواده­ام، به خاطر امروزم و این فرصت جدیدی که در اختیارم قرار دادی تو را شکر می­کنم خدایا شکر ! شکر! شکر! »[۴۷]

۲ـ قناعت و ساده زیستی

وی ضمن تاکید بر این که هر کسی باید تلاش کند حرفه شرافتمندانه­ای داشته باشد و از ثمره دسترنج خود ارتزاق نماید قائل است زندگی باید براساس رهایی از تعلقات مادی همراه باشد (و این رهایی به معنی فقر و نداری نیست بلکه به معنی این است که انسان از قید وابستگی­ها آزاد و رها باشد تا بتوان به جنبه­های معنوی و روحانی عالم اتصال برقرار کرد.[۴۸] او می­گوید تلاش کنید تا زندگی خود را ساده کنید، لذا لزومی ندارد بیش از آن چه نیاز دارید بخرید و زندگی خود را شلوغ و آشفته کنید[۴۹] «در منزل من لوازم لوکس و تجملات گران­بهای خانه­های اشرافی بسیار به ندرت دیده می­شود. لباس­های شیک و زرق و برق در زندگی من جایی ندارد … یک حقیقت عمیق وجود دار و آن این است که «بیشتز داشتن، کمتر داشتن است»[۵۰] وی در تحلیل این مطلب می­گوید «هر چه بیشتر تصاحب کنیم بیشتر در پی کسب افزونتر خواهیم بود و چون حرص و طلب آدمی پایان ندارد بیشتر احساس کمبود خواهیم نمود».[۵۱]

۳ـ گذشت و ایثار

دایر پذیرفته است که بخشش به دیگران و چشم پوشی از خطاهای آنان، راه تجلی نور به قلب آدمی است[۵۲] و تاکید می­کند «محال است کسی بدون گذشت در زندگی روزمره به آگاهی و بیداری معنوی دست یابد.»[۵۳] به بیان دایر بخشش باعث می­شود حس سرزنش و مذمت دیگران در انسان از بین برود و اگر از سر تقصیرات و خطاهای دیگران بگذریم نیاز به سرزنش آنها هم نخواهیم داشت[۵۴] که البته بعد از آن که انسان بتواند ذهنیت­های بد و سوء تفاهم­ها را نسبت به دیگران تقلیل دهد گذشت راحت­تر صورت می­گیرد.[۵۵]

۴ـ خدمت به مخلوقات خداوند

وین دایر به طور مکرر توصیه می­کند که آدمی باید به خلق خدا خدمت کند و در راه مشکلات دیگران سعی خود را به کار گیرد تا از این طریق حس الهام شکوفا شده و به خدا نزدیک شود [۵۶] وی معتقد است که به هر میزان انسان معنوی­تر شود حس خدمت به خلق هم در او شدیدتر می­شود[۵۷] و حضور در میان نقرا و کسانی که مال و اموالی ندارند باعث ایجاد حس و عشق می­شود[۵۸]

وی از خوانندگان آثارش می­خواهد سعی کنید به دیگران کمک کنید آن هم در خلوت و بدون انتظار پاداش و حتی تشکر.[۵۹] و حتی سعی کنید اسم­تان هم برده نشود[۶۰] وی به افرادی که از ترس فقر کمک به دیگران را ترک می­کنند گوشزد می­کند: هرچه که صرف بخشش شود به همان صورت و یا بیشتر به زندگی انسان بر می­گردد و اصلاً سخاوت فلسفه وجودی انسان است و بخشش در تقویت قدرت الهام معجزه آسا عمل می­کند.[۶۱]

۵- آزادی جنسی ضد آزادی است.

وین دایر  بر خلاف برخی عارف­نماها ـ همچون اشو ـ که مروج سکس­اند و سکس و آزادی جنسی را راه رسیدن به حقیقت خیال  کرده­اند، آزادی جنسی را یک آزادی دروغین و جعلی می­داند و آن را بر آمده از نفس اماره و خود کاذب (ایگو) می­داند که این نوع آزادی عیناً ضد آزادی است[۶۲] وی به حق تاکید می­کند که «خداوند آزادی واقعی را می­پسندد و نفس اماره آزادی عاریتی را. لذت بردن و خوش گذرانی کار بسیار خوبی است اما خوش گذرانی را با آزادی ناشی از خوشگذرانی نفس پسند (ایگوپسند) اشتباه نکنید … زیرا الهام نفس همیشه براساس احساس جعلی است که یک ایده قلابی است.»[۶۳] او فرهنگ غربی و نفس اماره را هم سو و هم جهت معرفی می­کند و می­گوید: «نفس اماره از شما می­خواهد که جنس مخالف را از نظر بدنی و فیزیکی تجسم کنید ولی خود برتر شما اصرار دارد که به جنس مخالف به عنوان صاحب یک روح بنگرید…سینماها ، مجله­ها و … همه به ما  یاد می­دهند که به زنان به نظر فیزیکال نگریسته و ارتباط با آنها بدنی باشد و هدف را پیروزی بر جسم زنان معرفی می­کنند… این کار باعث می­شود که کل انرژی ذهنی ما صرف بدن و جنس مخالف شود نه وجود معنوی و روحانی او»[۶۴]

۷ـ راستگویی راه حقیقت است.

«اگر ما دوست داریم برای همیشه هماهنگ با روح قدسی عمل کنیم و برای دیگران نیز منبع الهام باشیم داشتن صداقت ضروری است وقتی حقیقت را پنهان می­کنیم … این عمل به شکل جدایی از خداوند در زندگی ما خود را نشان می­دهد»[۶۵] وی با تاکید بر این که در زندگی الهی، صداقت یک ضرورت است [۶۶] و صداقت و راستگویی را راه همسویی و هماهنگی با خدا هستند[۶۷] به این نکته اشاره می­کند که همه حرف­های راست در همه جا لازم نیست بیان گردد و انسان می­تواند با ترفندهای مختلفی بدون آن که مرتکب دروغ شود از افشای اسرار خودداری کند. [۶۸]

۸ـ پرهیز از مجادله و مراء

دایر مجادله لفظی با دیگران را آفت الهام و معنویت می­داند و یادآور می­شود که هیچ نیازی نیست که انسان همه را راضی و تسلیم افکار خود نماید چرا که خواسته­های حقیقی ما همان چیزهایی است که ندای درونمان است.[۶۹] و این که انسان با هر قیمتی در مشاجرات و مناظرات بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند باعث دوری انسان از خود متعالی و عقل می­گردد و مشاجره  و مباحثه بی­مورد ، خواست نفس جعلی (ایگو) است.[۷۰]

*******

پاره­ای دیگر از فضایل اخلاقی که در آثار دایر آمده و در منابع اسلامی با همین تعبیرات یا نزدیک به آن عنوان شده از این جمله است: «از دیگران نه فقط غیبت نکنید بلکه اگر در جمع از کسی غیبت صورت گیرد سعی کنید از او دفاع کنید یا کارهای خوب او را در جمع ذکر کنید چرا که این کار باعث می­شود خود مقدس و نیروی معنوی انسان تقویت شود.[۷۱] در کارهای دیگران تجسس نکنید و هیچ الزامی وجود ندارد از عقاید دیگران و اسرار و دنیای خاص افراد آگاه شوید.[۷۲] حرکت از دروغ و فریب به راستی و صداقت اولین قدم در صداقت درونی انسان است.[۷۳] صبر نتایج فوری به بار می­آورد. صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمی­اند، در اثر صبر نوبت ظفر آید.[۷۴] از نگاه دایر تسلیم و رضا، غایت تفکرات عارفانه ـ عاشقانه است و منظور از این دو، اعتماد کردن به سنت­ها و نیروها و اصولی است که بر جهان حاکم­اند و پیوسته سرگرم ماموریت خویش­اند. تسلیم و رضا باعث می­شود که دنبال نتایج نباشیم و بالتبع کینه­ها زدوده خواهد شد.[۷۵] در مورد دیگران چنان بیندیشید که دوست دارید در مورد شما بیندیشند.[۷۶]

شما در این جهان هستید اما وابسته به آن نیسستید پس بمیرید در حالیکه زنده هستید[۷۷] بخواهید، اجابت خواهد شد، خواستن از خدا هم به این معناست که اجازه دهیم تا هدایت خداوند به سوی ما سرازیر شود و ما را در بر گیرد و در مسیر جریان هدایت الهی واقع شدن، عین خواستن است.[۷۸] دایر به شدت معتقد است که انسان نیاز به خلوت با خدا و خود دارد[۷۹] و مشغولیت روزمره را آفت معنویت می­داند و وجود سر و صدا دغدغه­های روزمره را مانع الهام معرفی می­کند.[۸۰] و می­گوید: چه بهتر که این خلوت در خانه خود و در یک اتاق معنوی (خلوت گاه مخصوص) باشد و انسان هر روز در آنجا به عبادت و مراقبه بپردازد[۸۱] ، اثر این اتاق، رشد معنوی انسان و روشنی ضمیر خواهد بود[۸۲]

دایر جسم را مرکب روح و معبد مقدسی می­داند که باید قدر آن را دانست و در سلامت آن کوشید[۸۳] وی محاسبه اعمال و ارزیابی مجدد از کارها و برنامه­ها را ضروری می­داند که باعث اصلاح امور و روشن بینی می­شود[۸۴] و لازمه ارتباط با خالق بازنگری جدید در کارهاست[۸۵] به طوری که این بازنگری، اعجاز گونه انسان را وارد دنیای غیر قابل تصور خواهد کرد.[۸۶]

دایر صبحدم و زمان صبحگاهی را بهترین فرصت راز و نیاز با خدا می­داند و این مطلب  را بارها گوشزد می­کند. «بهترین مکان (برای عبادت و راز و نیاز ) صبح زود است. هر روز به مدت ۳۰ دقیقه در آن جا حضور یابید و در آرامش ژرف فرو روید[۸۷] وی ساعت ۶ – ۳ صبح را بیشتر توصیه می­کند[۸۸] ” وقتی از خواب بر می­خیزید، لحظاتی را با خدا راز و نیاز کنید و به خود یادآوری کنید که«این لحظات زودگذر کوتاه مدت من فقط با خداوند هستم»[۸۹] وی این کار را موثر ترین عمل برای دسترسی به خود قدسی می­داند.[۹۰]

ایده­های محوری

پاره­ای از مبانی اندیشه­های وین دایر به شرح ذیل است. [۹۱]

۱ـ وحدت وجود

سراسر بدن ما از اجزاء زنده تشکیل شده است و اغلب حیات ما بدون آنها امکان پذیر نیست، پلک­های چشم ما با وجود ساختار کوچک خود با تمام جسم هماهنگ عمل می­کند، تمامی اجزاء بدن ضمن این که خود سرشار از نیروی حیات هستند همگی هماهنگ با کل و تمامیت آدمی که «من» نامیده می­شود عمل می­کنند. یافته­های علمی دانشمندان با میکروسکوپ الکترونی بر وجود حیات در تمامی اجزاءموجودات ـ نه فقط انسان ـ حکایت دارد ضمن این حیات مستقل اجزاء، هماهنگی و همسویی با کل نیز هویداست. تک تک انسان­ها با همدیگر «پیکره کامل انسانیت » را تشکیل می­دهند. انسان­ها «من» هایی هستند که در قالب متحدا الشکل به نام «ما» به حیات خود ادامه می­دهد. باید حقیقتی انکار  ناپذیر در جهان لایتناهی که بر سراسر هستی حکومت می­کند به نام «اصل وحدت وجود» را پذیرفت. [۹۲]

شواهدی بر وحدت وجود

الف) ایده عدد بحرانی

اگر شمار قابل توجهی (عدد کافی) از انسان­ها ـ حتی دیگر موجودات ـ از رفتار خاص و الگوی خاصی تبعیت کنند همان رفتار در تمام آن «گونه» تظاهر خواهد یافت. اقل نصاب عدد در «گونه» که موجب تسری رفتار به تمام آن صنف خواهد شد «عدد بحرانی» یا «توده بحرانی گونه» نام دارد.[۹۳] این ایده از آن جا قوت گرفت که میمونی در کشور ژاپن به طور ابتکاری سیب زمینی را در آب شور دریا شست پس از آن، آن را خورد. متعاقباً بعضی از همنوعانش از او تقلید کردند. تعداد زیادی از میمون­های حاضر این عمل را انجام دادند. با تعجب مشاهد شد میمون­هایی که در چند فرسخی زندگی می­کردند و هیچ تماسی با میمون­های ساحل نداشتند این رفتار را از خود بروز دادند. کن کیس[۹۴] در کتابش معتقد است که اگر تعدادی از افراد نوع بشر از بحران جنگ هسته­ای آگاهی یابند و این حس را به اکثریت انتقال دهند و اکثریت این رفتار را در خود تظاهر دهند جنگ هسته­ای اجتناب ناپذیر است.

ب) تجربه انتقال مرحله­ای

فیزیک­دانان از این نصاب ـ «انتقال  مرحله­ای» تعبیر می­کند و آن هنگامی است که اتم­های تشکیل دهنده یک ملکول به ترتیب خاصی قرار گیرند و تعداد آنها به نصاب نزدیک شود و این هنگام است که بقیه اتم­ها خود به خود در همان مسیر قرار می­گیرند. حرکتی عجیب از یک میکروب در یک نقطه از زمین باعث بروز حرکت دیگر میکروب ­ها ـ بدون هیچ تماسی ـ در کره زمین می­شود. این مطلب در مورد رفتار توده­­ها در جوامع بشری قابل توجه است به طوری که رفتار کلی انسان­ها و مواضع جمعی آنها متاثر از حس مشترک آنها است که تبیینی دیگر از همان « وحدت وجود» است.[۹۵]

ج) کشفیات نوین فیزیک کوانتوم:

ذرات کوچکتر از اتم به طور مداوم اتخاذ تصمیم می­کنند و عجیب­تر این که تصمیمات اتخاذ شده بر اساس تصمیماتی است که در جای دیگر اتخاذ می­شود. ریز ذرات اتم به فوریت می­دانند که در جای دیگر چه تصمیمی اتخاذ شده است. مبنای استدلال فلسفه کوانتوم این است که همه چیزهایی که در جهان به ظاهر منفرد و مستقل به نظر می­رسند در واقع اجزایی از یک کلیت مستقل به شمار می­روند. دنیای علم به سختی می­کوشد به آن چه رهبران روحانی بشریت گفته­اند دست یابد . در علم مکانیک کوانتوم در این مسئله ـ ذی حیات بودن ذرات عالم و دستورگیری از حقیقت دیگر ـ تمایزی بین جاندار و بی­جان وجود ندارد. تمامی اجزاء عالم ضمن اینکه در کار انفرادی خود عاری از نقص و خطا می­باشند در همان زمان با ذرات دیگر و با کل کائنات هماهنگ و همنوایند و به فواصل زمانی احتیاجی ندارند.[۹۶] پرواز دسته جمعی پرندگان در هوا و پیچ و تاب خوردن آنها به گونه­ای که انگار به هم متصلند و از یک جا فرمان می­گیرند همه شواهدی روشن بر «وحدت وجود» است.

با اعتقاد به اصل وحدت وجود، به خود یادآور می­شویم که هر تصور زشتی درباره دیگران، تصوری است به خویشتن. هر قدمی که برای انتقام جویی و آزار دیگران برداشته می­شود کوششی است که ضربه و لطمه آن به خود ما بر می­گیرد. ثمره اعتقاد به این اصل، احساس یگانگی و دوستی با دیگران و پرهیز از کینه­جویی و نفرت است.[۹۷]

باید یاداور شویم آنچه را که وین دایر تحت عنوان «وحدت وجود» پذیرفته، بسیاری از دانشمندان  صاحب نظر با دلایل و تبیین های دیگری پذیرفته­اند.[۹۸]

۲ـ ذهن، منبع اعجاز

انسان معنوی از نیروهای خارق العاده ذهن در تاثیر گذاری بر این عالم آگاه است، او نیک می­داند که ذهن معطوف به آرامش از هر نیروی فیزیکی قوی­تر است.[۹۹] از طریق مراقبه و مکاشفه می­توان به ژرف ترین سطوح ذهنی دسترسی پیدا کرد و در آن فضای خاموش و نامرئی، از حکمت و هدایت بهره مند شویم واز طریق ذهن است که می­توان به بخش­ نامرئی وجود دست یافت. [۱۰۰]

قدم اول در فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است. رویدادهای زندگی همه پرداخته تجسمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصور ذهن را باور داشت و به تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همت گماشت تا موجبات تغییر در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسانها از راه شیوه تفکری که بر می گزینند رقم می خورد و در حقیقت آنها به آنچه تفکر می کنند تبدیل می شوند.[۱۰۱] پدیده­هایی که در زندگی انسانها اتفاق می افتد زاییده تفکر آنهاست نه مستقل از فکر.[۱۰۲]

باید توجه داشت تفکرات هر چند واقعیت خارجی ندارد اما اگر به طور مناسب تقویت و درونی گردند به طور عینی در قالب فیزیکی انسان عینیت می یابند و تجسم خارجی به خود می گیرند.[۱۰۳] بنابراین افکار و اعمال رابطه علی و معلولی با هم دارند ، هم اعمال انسان برخواسته از تصورات و افکار اوست و هم افکار اوست که باعث تحقق اعمال متناسب با همان فکر در زندگی می شود.[۱۰۴]

برای تجربه معجزه ذهن، باید صداهای درونی که از محدودیت­ها می­گویند خاموش شوند. در این مسیر ضریب هوش پنداری باطل است، هوش و سایر توانایی­های ذهنی بی­حدو بی­کرانه است،[۱۰۵] تمامی هیجانات از ذهن سرچشمه می­گیرند و آنگاه بازتاب آن به صورت علایم و عوارض بیرون متجلی می­شود.[۱۰۶] این قدرت ذهن که از آن به «اداره کردن تصادفات» یاد می­شود به این معنی است که هر چیزی که می­خواهید در ذهن شما اتفاق بیفتد در ذهن خود تصور کنید. از درون بر آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصور ذهنی عشق بورزید. حالا انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور در خواهند آمد[۱۰۷] و ذهن بر هر چه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا می­کند و بزرگ می­شود.[۱۰۸] این قدرت ذهن، از زبان و بیان متاثر می­شود،  بیان کلمات و عبارات باعث می­شود بدن فیزیکال به همان راهی برود که اظهار شده است.[۱۰۹]

ملاحضه:

حقیقت آن است که ذهن انسان از پدیده­های شگفت انگیز خلقت است که بسیاری از توانایی­های این عضو مبهم مانده و پاره­ای هنوز از «مرزهای کشف» بسیار دور مانده است. این شگفتی به گونه­ای است که لیال واتسن روانشناس معروف به طور جدی احتمال داده است امور اغوا کننده­ای مثل پری، هیولا، انسان خون آشام، ادم گرگ نما،  شبح، روح شریر و بشقاب پرنده  به صورت عینی وزن و اندازه­گیری شوند و چنان آراستگی عملی یابند که حتی تجربه گراترین دانشمندان هم با آن اعلام موافقت نمایند. چرا  که ممکن است این امور مربوط به بخشی ناشناخته از ذهن باشد که” قدرت آفرینش فیزیکی” دارد.

۳ ـ دو نوع خود

استعمال جملاتی در مورد خود (مثل من به خودم گفتم، من خودم را سرزنش کردم) پرده از این حقیقت بر می­دارد که انسان­ها در درون خود دو شخصیت و دو حقیقت دارند. یک شخصیت که منم که فکر کرده­ام و دیگری کسی است که فکر را دریافت کرده. (حاکم و محکوم یا فکر کننده و فکر شونده) دیالوگ با خود، حاکی از حضور دو نفس انسانی در کالبد واحد است.[۱۱۰] یکی از این دو، وجودی متعالی است که همان «خود برتر» و «نفس الهی» آدمی است و همیشه آماده است تا انسان را به وراء احساسات بکشاند. در مقابل، خود نفسانی قرار دارد که از آن در لسان روان­شناسان «ایگو» تعبیر می­شود.

برای معنوی شدن باید به پرورش «وجود متعالی» پرداخت و از آن برای انجام وظایف طبیعی و اعمال محبت آمیز دعوت کرد ؛ ایگو خود عاریتی و بدل آدمیان است در حالیکه خود حقیقی ـ که همان قدرت خدا در وجود انسان است ـ اصلی و البته ابدی است.[۱۱۱]هر عملی یا فکری که آرامش را به انسان بر می­گرداند، اشارت خود متعالی است. فقط احساس امنیت و آرامش درونی است که حکایتگر حیات خود مقدس است. با همین سنجه است که مجادله و بحث، رقابت، چشم و هم چشمی، حرکات هیجان انگیز و جنگ و گریزهای سینمایی، نگرانی، اظهار خود و خود نمایی، لذت بردن از گرفتاری­های دیگران، همه و همه نشان از حکومت ایگو برخود متعالی دارد.[۱۱۲] مقصد نهایی در سلوک سرکوب ایگو نیست بلکه برداشتن دو گانگی بین خود حقیقی و خود مادی است به گونه­ای که با بی­اعتنایی به ایگو، زمام حکومت بر خود  در دست خود حقیقی قرار گیرد.[۱۱۳] علاج نهایی و شاهراه بازیابی خود مقدس، فقط بکار گرفتن میل و اراده و عمل نمودن به راهنمایی عقل است.[۱۱۴]

ابهامات و ملاحظات در اندیشه دایر

الف- واقعیت این است که اندیشه های وین دایر ـ  علی رغم نقاط قوتی که بیان آن گذشت – ادامه همان معنویت های دین ستیز در دنیای امروز است که از پیش خود ، نسخه های سعادت ابدی و سلامت روانی را به بشریت سرگردان امروز عرضه می کنند. وین دایر نه یک اندیشه منسجم و برخوردار از جهان بینی منطقی، که ترکیبی از نظریات دیگر دانشمندانِ معنویت گراست. سیری کوتاه در کتب دایر روشن می کند که «وین دایر ملغمه ای از اندیشه ها و عرفانهاست». عارف نماهای دنیایی امروز از سای بابا و کریشنا مورتی[۱۱۵] دون خوان وکاستاندا ،[۱۱۶] پاتا نجلی ، بهاگاوادگیتا ، ماهارشی،[۱۱۷] مایکل برگ کابالایی[۱۱۸] تا روانشاسان، شخصیتها و دانشمندان علوم جدید مثل انیشتاین ، اریک فروم ، شکسپیر،  ویلیام جمیز یونگ، نلسون ماندلا،[۱۱۹] تا شخصیتها و عرفای اسلامی مانند مولوی و خیام و حافظ[۱۲۰] هر کدام سهمی در اندیشه های دایر دارند.

ب ـ از آنجا که تحصیلات دایر روان شناسی است و تا مرحله تدریس در دانشگاه و عضویت هیات علمی هم پیش رفته است آثار و تالیفات وی مشحون از توصیه ها و نقطه نظرات روانشناختی است.  در یک جمله می­توان گفت هویت اصلی کتب وی روان شناسانه است نه عرفانی و معنوی. اگر به اعتبار عناوین عرفانیِ آثارش بخواهیم آنها را عرفانی قلمداد کنیم این اعتبار در مرتبه دوم جای خواهد داشت.

توصیه های مکرر و ملال آور در آثار وین دایر در قالب جمله های «سعی کنید»، «تلاش نمائید»، «به خود بباورانید». «احساس کنید که دارید…» از قراین ماهیت روانشناختی مکتب دایر است. تلقین محوری صرف، بدون پشتوانه علمی و دینی و جهان شناختی، عرفان وین دایر را به «عرفان توصیه­ای» تنزل داده و ارزش علمی مکتب او را مخدوش نمود هاست.

ج) در آثار دایر مدیتیشن، یوگا و مراقبه های معمول ، جایگزین عبادت در ادیان الهی گردیده است و اصولا در نگاه وی ، مدیتیشن همان عبادت است که به معرفی درونی منتهی می شود. «اگر می خواهید به تمرین مدیتیشن بپردازید، به تمام معنی آن را انجام دهید و سعادت و خوشی را در خلوت این عمل ببیند. و اگر می خواهید نام دعا برآن بگذارید و آن را به عنوان گفتگو با خداوند تلقی کنید، چنین نامی را بگذارید و با تمام وجود دعا کنید»[۱۲۱] وی کرامات خود را مرهون مدیتیشن میداند[۱۲۲] و به کرات مدیتیشن  و یوگا را به دیگران توصیه می کند.[۱۲۳]

د ـ ردیابی توصیه های مراقبه ای وین دایر، سراز نفی و  انکار شریعت در می آورد. این توصیه­ها هر چند به نام دین و به اسم «شریعت» عرضه نشده اند، اما در حقیقت بدعتی است که به «کارکرد شریعت» و تنه زدن به تنه «شارع» در «حوزه جعل» پیوند می خورد.

دایر با تعبیراتی عمیق و گویا به معرفی ذات احدیت پرداخت، اما لوازم این تعبیرات را نمی پذیرد. وی خدا را حکیم علی الاطلاق می داند، ولی از پذیرش این مطلب که خداوند پیامبرانی را برای هدایت بشر گسیل کرده باشد سرباز می زند و از مهم جلوه دادن این دسته از لوازم حکمت ، خودداری می کند. وی علم بی نهایت برای خداوند قائل است اما بشر را از این علم – از کانال رسالت – محروم می داند. وی جهان را بدون عیب و نقص و نظام احسن می داند، اما چرا پازل حکمت خداوند راکه به گفته او از دوران جنینی آدمی شروع شده با« قبول غایت برای هستی» تکمیل نمی کند؟[۱۲۴]

هـ ـ باور به زندگی پس مرگ قدمتی برابر زندگی بشر دارد و پیامبران در این مسیر، بزرگ معلمین بشر بوده اند به گونه ای که هیچ وقت بشر بدون اعتقادات مذهبی وجود نداشته است[۱۲۵] اما چرا وی اصلا ” ایده رستاخیز” را مطرح نمی کند و با ارائه تصویری مبهم از حیات روح ، زندگی پس از مرگ را در هاله ای از ابهام رها می کند و بهشت را «امر درونی» معرفی می­کند؟[۱۲۶] وی با پذیرش فرضیه “تناسخ” که با معاد کاملا در تضاد است مرتکب سهوی بزرگ شده است و معلوم است که با وجود این ایده جایی برای بهشت و جهنم و رستاخیز باقی نمی ماندو هدفمندی خلقت که وی مورد تاکید قرار داده بود مخدوش و بی اساس خواهد بود.

و ـ در شرایطی که فروش بیشتر کالا ، غایت آمال بشر جدید واقع شده،[۱۲۷] کار دایر در معرفی خدا و وارد کردن خدا به زندگی منحط غربی قابل تحسین است، اما نظام توحیدی وی، نظامی حداقلی است که فقط به قبول خداوند پرداخته؛ و روح بی نهایت طلب انسان را به اکتفاء کردن به مراحل پایین ایمان ترغیب می کند[۱۲۸] وانتظارات حداکثری ـ که البته منطقی هم هست ـ را از زندگی توحیدی کنار می زند و از خدا فقط به قبول آن در پاره ای از ساحت های وجودی  انسان اکتفاء می کند، به همین جهت است علی رغم اعتراف به این که «ما بخشی از سیستم هوشیار جهان هستی  هستیم و برای منظور جهانی به اینجا آمده ایم»،[۱۲۹] اضطراب و استرس را به عنوان درد بشر امروز معرفی می کند[۱۳۰] و هدف را شادی و لذت و کامیابی می داند.[۱۳۱] تقریر وی از درد بشریت، بازخوانی همان مشکلات روانی بشر جدید است. بنابراین خدای دایر برای رفع استرس، نگرانی، خجالت، عصبانیت و ترس وارد زندگی می­شود نه برای اقناء ، میل خداجویی بشر و ارضا فطرت خداجویی او.[۱۳۲] به تعبیر دقیق­تر خدایی که دایر معرفی می­کند خدایی است که در خدمت انسان بحران زده مدرن است نه خدایی که بشر باید در خدمت او و مسیر اطاعت از او قرار گیرد. البته روشن است اگر انسان در مسیر بندگی خداوند گام بردارد خداوند هم اسباب جهان را در خدمت تعالی او بسیج خواهد کرد[۱۳۳] اما در حقیقت نگاه دایر، «نگاه ابزار گرایانه» به خداست نه «بینش توحیدی غایت مدار».

خوانندگان آثار دایر باید این خطر بزرگ اعتقادی را درک کنند و فریب اصطلاحاتی از قبیل «علم بی­نهایت»، «حکیم علی الاطلاق» را نخورند چرا که این مفاهیم زیبا و البته صحیح، در حد «تصور ذهنی» در آثار دایر مطرح شده­اند و دایر به نتایج درخشان این مفاهیم بلند نپرداخته و تن در نداده است. مگر می­توان خدا را حکیم مطلق و علیم علی الاطلاق فرض کرد ولی قائل به «نفی برنامه» و «نفی شریعت» شد و فقط به مدیتیشن اکتفا کرد؟فلاسفه،روانشاسان،متفکرین و دانشمندان هرکدام تعریفی از سعادت و کمال ارائه داده اند و بالتبع “برنامه” و “مدل زندگی” متفاوتی ارائه داده اند.ایاپذیرفتنی است که هستی هدفمند باشد و خداوند هم حکیم باشد ولی بشریت را در این سردرگمی که بزرگان علم و دانش به ان مبتلا هستند رها کند؟

دایر کتابی مستقل در باب «ندای درونی» نگاشته است و پیام اصلی این کتاب «کافی بودن ندای درون برای سعادت» است. روشن است با این ایده غلط، «پیامبران الهی » از صحنه هدایت و ارشاد جامعه کنار گذاشته می شوند و «پیامبری درونی» به صحنه می­آید که خدا را هم در خدمت اهداف خود بکار می­گیرد. در احادیث اسلامی اولاً از «ندای فطرت» و «حکم عقل» به پیامبر درونی تعبیر شده نه هر ندایی، بعلاوه این پیامبر درونی به تنهایی قادر به راهبری آدمی برای نیل به معرفت الهی نیست بلکه درکنارآن و در عرض آن، راهنمایان الهی ـ پیامبران بیرونی ـ به عنوان «مرجع اصیل» معرفی شده­اند و تشخیص «ندای وجدان» از «خواسته­های حیوانی» و «امیال درونی» به عهده پیامبران گذاشته شده است. دایر خدای انسان­ها را درون آنها می­داند و راهنمای سالک را «ندای درونی» معرفی می­کند اما این که این ندا چگونه راهبری می­کند و نداهای واهی کدامند، همه را به سکوت و ابهام می­گذراند، غافل از این که بعد از ارجاع آدمی به ندای درون، «تشخیص ندای اصیل» اول مشکل راه سلوک است؛ به عبارتی «ندای درون» هم نیاز به مرجع دارد. اگر مرجع برای «ندای درون»، ندای درونی دیگری باشد، آن ندای درونی دوم کدام است؟ تفاوت آن با نداهای دسته اول چیست؟ ضامن اصیل بودن و صحیح بودن آن کدام است؟ معلوم می­شود سلسله­ای از نداها شکل گیرد که برای بطلان این ایده، «لزوم تسلسل» آنها کافی است.  واقعیت آن است که تلقی وین دایر از دین، همان تلقی رایج غربیان از دین است که دین را «شخصی» و «سلیقه» ای می دانند و آن را صرف یک سرگرمی می دانند نه «راهی واقعی برای نیل به سعادت».[۱۳۴]

ز- وین دایر احساس قصور و احساس گناه را نه فقط مذموم که منافی معنویت می شمارد.[۱۳۵] وی گمان کرده اگر کسی نسبت به گذشته خود احساس تقصیر نمود، درون خود را آشفته نموده و انرژی خود را هدر داده است،[۱۳۶] وی به جد این احساس را بازدارنده و سد راه معنویت معرفی می کند و عفو و بخشش خویشتن را تنها راه نجات معرفی می کند. «شما نیازی به بخشش خویشتن به خاطر گناهان ناکرده ندارید. در این جا چیزی نبوده که عفو کردن لازم باشد.»[۱۳۷] وی چون نتوانسته بین احساس تقصیر در درگاه خداوند و تکامل روحی جمع نماید، این احساس را موجب آشفتگی درونی می شمارد و چون نتوانسته بین «احساس قصور» و «یاس» تفکیک قائل شود آن را با معنویت ناسازگار تصور کرده است. چرا نتوان  تصور کرد که «چون انسان از ظرفیت های وجودی خود برای رسیدن به خدا بهره کامل را نگرفته است» خود را مورد مذمت قرار دهد؟ واقعیت این است که برخلاف گمان دایر، احساس قصور نه تنها مانع نیست که یک موتور محرک است. وجود عاملی که انسان را در تقصیرها، مورد خطاب و عتاب قرار میدهد ـ در متون اسلامی به آن نفس لوامه تعبیر شده است ـ از موهبت هایی است که خداوند متعال برای تحرکِ سریعترِ موتور معنویت و خداخواهی در وجود انسان تعبیه نموده است و مادامیکه این میل در انسان سوسو می کند و توان عرضه اندام دارد، نشان از حیات معنوی انسان دارد  نه زوال معنویت – چنان که دایر خیال کرده است ـ .

ح) از اشتباهات فاحش و نابخشودنی وین دایر – البته اگر از سر سهو باشد – ایده «حمایت از صلح نه مخالفت با جنگ» است. در نگاه دایر زندگی باید با تفکرات مثبت اداره شود نه تفکرات منفی؛ به همین جهت توصیه می کند ” به جای اینکه علیه تروریسم و جنگ اعلام انزجار کنید طرفداران صلح باشید… اگر شما علیه چیزی باشید و با آن دشمنی نمائید نفاق و اختلاف در ضمیر شما نقش خواهد بست… علیه هرچه بایستید همان چیز علیه شما خواهد ایستاد. در عوض ابراز انزجار نسبت به مواد مخدر و مبارزه علیه آن ، کودکان را در انتخاب راه صحیح زندگی یاری دهید.»[۱۳۸]

شعار فوق خواسته یا ناخواسته در خدمت آمال و نقشه های متجاوزان و جنگ طلبان و نظام سلطه جهانی است و بیش از همه ایشان از آن سود خواهند برد و به خوبی انسانهای معنویت گرا را ظلم پذیر و بستر ساز تداوم بی عدالتی موجود خواهد نمود.

روشن است ثمره معنویت فردی و عرفان عاری از رسالت اجتماعی که دایر ارائه می کند جزء این نخواهد بود. این ایده که «بر ضد هیچ چیز جبهه گیری نکنید»[۱۳۹] دست تبهکاران را در چپاول و ظلم بازتر خواهد کرد و زمینه نظام سلطه جهانی موسوم به «دهکده جهانی» را فراهم خواهد کرد.

هرچند دایر میگوید که «منظور من توجیه گناه ظالمان نیست»[۱۴۰] اما نکته این است به برکت نظام لیبرال ـ دمکراسی غرب که بهره کشی هر چه بیشتر از دیگران و تلذذ آنی را مطلوب نهایی انسانها می­داند، معدود افراد خدا گرا هم با این اندیشه مسموم ، میدان را برای جولان سرمایه­داران و متجاوزان خالی خواهند نمود و همه موانع از سر راه آنها کنار خواهد رفت و ظلم و ظلم پذیری به طرز دحشتناکی نهادینه و مستقر خواهد شد. با تاسف، وی این ایده خطرناک را به کرات تکرار و به طرز ناصوابی توجیه و تفسیر می کند. درک ناصحیح دایر که جمع بین «مبارزه با مواد مخدر» و «راهنمایی کودکان» را «اجتماع متناقضین» می­داند، هیچ گونه محملی برای توجیه و دفاع ندارد.[۱۴۱]

ط – ذهن معجزه گر که در آثار وین دایر بسیار مورد تاکید است هر چند که تاثیر ذهن بر پاره ای از اخلاقیات و نگرش های انسان غیر قابل انکار است اما باید گفت که این گونه قدرت های شگرف مخصوص ذهن نیست  و بعضی دیگر از اعضاء مانند چشم و زبان و..در حیطه کارکرد خود قدرت های شگرف مخصوص خود دارند و بعلاوه این “قدرت خالق گونه ” برای ذهن که ذهن یک خدا در بدن فرض شود و هر چه تجسم کند همان خلق میشود جدا جای تامل دارد چنان که از ناحیه بسیاری از متفکرین این گستردگی قدرت ذهن مورد تردید قرارگرفته است.

{ این ایده که الان تحت عنوان ” تئوری جذب ” مطرح است در همین سلسله نوشتار و از همین قلم به تفصیل مورد کاوش قرار گرفته است.}

ی- وین دایر به گونه ای وانمود می کند که گویی دستیابی به قدرت های غیر عادی (مکاشفه و کرامت)، برای سالک هدف است. این مطلب از نقل کرامت های مختلف وی در کتابهایش به دست می آید. وی تلاش می کند تمام همت مخاطبین خود را بر این گونه امور متمرکز کند، گویا فراتر از کرامت چیزی وجود ندارد.در بین عرفای اسلامی افراد زیادی وجود داشته اند که در زمان حیات انها کسی از کشف وشهود و توانی های خارق العاده انها اطلاعی نداشته و بعد از مرگ ایشان دیگران مطلع شده اند.عارف جلیل القدر علامه طباطبایی صاحب تفسیر بزرگ المیزان می گوید:استاد ما (مرحوم قاضی )به ما توصیه می کردنددرسیرو سلوک به کرامات توجهی نکنید که شما را از ادامه مسیر باز می دارد .

نکته مهم در این مورد این است که _ همچنان که بزرگان معرفت گفته اند _ اساسا این گونه قدرت های به ظاهر معنوی نه دلیل حقانیت فرد است و نه دلیل عارف بودن و نه دلیل باطل بودن. علامه محمد حسین تهرانی از عرفای بزرگ معاصر در حاشیه اش بر کتاب سیر و سلوک مکاشفه را به۵مرحله تقسیم می کند و تصریح می کند که ۳ مرحله اول قبل از ورود به عالم الهی و توحید محقق می شود و مشترک بین کافر و مومن است.

۱- مشاهدات طبیعیه  و مادیه : در این مرحله انسان امور مخفی درباره امور طبیعی و ریاضی و.. را مشاهده می کند.

۲- مشاهدات قلبیه :در این مرحله سالک از عالم طبیعت عبور کرده و وارد عالم مثال شده است و تجسم بعضی از معانی را می بیندو می توان در بیداری همانند خواب عالم مثال رادید.

۳- مشاهدات روحیه : دراین مرتبه انسان از عالم مثال عبور کرده و به عالم روح و عقل وارد می شود. در این مرحله است که فرد می تواند طی الارض کند و افکار دیگران را بخواند و….

– مشاهدات سریه : این مکاشفات مربوط به عالم خلوص است و دراین جا رویت اسماء و صفات محقق می شود.

۵ – مشاهدات ذاتیه : این مکاشفات مربوط به عبور از مراتب خلوص و وصول به مراتب توحید مطلق است.(رساله سیر و سلوک ، ص ۲۱۸)

بنابراین آن چه که وین دایر به عنوان نشانه عرفان آورده است ملاک مناسبی بر مدعای وی نیست و کشف و کرامت به خودی خود بیانگر چیزی نخواهد بود .

در نهایت باید گفت عرفانی که وین دایر تبلیغ می کند عرفانی است شخصی و محدود به اخلاقیات فردی و تهی از رسالت اجتماعی، و در یک کلمه «نسخه ای است کمرنگ از آموزه های اخلاق فردی در ادیان الهی. »

منابع:

۱ـ قرآن مجید، ترجمه مهدی الهی قمشه­ای، نشر اسوه

۲ـ وین دایر، همه هستی در درونه شماست، محمدرضا آل یاسین، نشرهامون

۳ـ وین دایر، ۱۰ راز موفقیت و آرامش،

۴ـ وین دایر، عظمت خود را در یابید،

۵ـ وین دایر، چگونه فرزندانی خلاق داشته باشیم، علی علی پناهی، نشر آسیم.

۶ـ وین دایر، راز جادوی بزرگ، سودابه مبشر، نشر پارسه.

۷ـ وین دایر، نقاظ ضعف شما، مصطفی رحیم زاده، نشر بوعلی.

۸ـ وین دایر، قدرت اراده، میترا امیر شکار، نشر پارسه

۹ـ صادقی، محمود، تحلیل روان شناختی دین، انتشارات طریق کمال.

۱۰ـ قلی زاده، روانشناسی یروح، انتشارات وثوق.

۱۱ـ یونگ، کارل گوستاو، مشکلات روانی انسان مدرن، ترجمه محمود بهفردی، انتشارات جامی.

۱۲ـ یونگ، کارل گوستاو، ضمیر پنهان، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور.

۱۳ـ مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، انتشارات صدرا.

۱۴ـ مطهری مرتضی، انسان کامل، انتشارات صدرا.

۱۵ـ طباطبایی، محمدحسین، نهایه الحکمه، انتشارات جامع مدرسین.

۱۶ـ وین دایر، اعجاز واقعی، محمدرضا آل یاسین، نشر هامون.

۱۷ـ وین دایر، معنویت ۲، علی علی پناهی، نشر آسیم.

۱۸ـ وین دایر، معنویت رسالت نهایی شما، علی علی پناهی، نشر آسیم.

۱۹ـ وین دایر، برای هر مشکلی راه حل معنوی وجود دارد، وجهیه آیت اللهی، نشر پارسه.

۲۰ـ وین دایر ، عرفان ، داروی دروهای بی­درمان ترجمه محمد حسن نعیمی انتشارات کتاب آیئن.

۲۲ـ وین دایر ، خود حقیقی شما ترجمه دکتر علیرضا شاملو – نشر دارینوش

۲۳ـ وین دایر ، خود مقدس شما ترجمه سودا به مبشر، نشر پارسه.

۲۴ـ  غفاری محمد رضا، روح و دانش جدید نشر فرهنگی اسلامی.

۲۵ـ  لنگها و زن محمد ، اسلام و کثرت گرایی دینی ترجمه نرجس جواندل.

۲۶ـ مصباح یزدی محمد تقی ـ به سوی او ص ۵۶٫

۲۷-غفاری ،محمد رضا،روح و دانش جدید،نشرفرهنگ اسلامی

[۱] ـ wayne.w.dyer

[2] ـ ندای درونی، ص ۳۹

[۳] ـ ندای درونی، ص ۱۸۴

[۴] ـ خود حقیقی ص ۷۵

[۵] ـ عرفان ص ۲۰۴

[۶] ـ معنویت ص ۱۲۲

[۷] ـ اعجاز واقعی ص۳۲ ـ  همان ص ۱۰۸ ـ همان  ص ۱۴۷ـ همان ص۳۴۵

[۸]ـ خود حقیقی ص ۱۴۸

[۹] ـ اعجاز ص ۱۱۳

[۱۰] ـ عرفان ص ۳۴۰

[۱۱] ـ عرفان ص ۸۱

[۱۲] ـ عرفان، ص ۳۴۸

[۱۳] ـ خود حقیقی ص ۶۶

[۱۴] ـ خود حقیقی  ص ۱۰۴

[۱۵] ـ اعجاز ص ۱۲۱

[۱۶] ـ اعجاز ص ۳۵۷

[۱۷] ـ عرفان ص ۵۲

[۱۸] ـ وین دایر، ندای درونی شما، ترجمه لادن بلوریان ص ۵۹

[۱۹] ـ اعجاز ص ۱۳۶ / عرفان ص ۵۶

[۲۰] ـ عرفان ص ۳۸۴

[۲۱] ـ عرفان ص ۳۲ و ص ۴۰۸

[۲۲] ـ وین دایر، اعجاز واقعی، ترجمه محمدرضا یاسین ص ۴۱

[۲۳] ـ ندای درونی ص ۲۴۳

[۲۴] J ندای درونی، ص ۲۴۷

[۲۵] ـ معنویت ۲ ص ۳۰۳

[۲۶] ـ اعجاز ص ۶۰ ـ راه حل معنوی ص ۳۴

[۲۷] ـ ندای درونی ص ۱۲۲

[۲۸]ـ  اعجاز ص ۲۰۶

[۲۹] ـ معنویت ۲ ص ۳۴۲

[۳۰] ـ ندای درونی ص ۲۴۲

[۳۱] ـ وین دایر، عرفان ص ۱۹۵

[۳۲] ـ معنویت ۲ ص ۷۶ و ۱۶۹

[۳۳] ـ خود حقیقی ص ۲۷۵

[۳۴] ـ عرفان ص ۳۲۶

[۳۵] ـ اعجاز واقعی ص ۴۱

[۳۶] ـ اعجاز واقعی ص ۳۵ و ص ۷۱

[۳۷] ـ معنویت ۲ ص ۲۱۰

[۳۸] ـ عرفان ص ۳۶۸

[۳۹] ـ عرفان ص ۳۱۷

[۴۰] ـ همان ص ۲۴

[۴۱] ـ همان ص ۳۴۳

[۴۲] ـ راه حل معنوی ص ۳۸و ص ۴۷ ، معنویت ص ۹۲، ندای درونی ص ۹ ، خود حقیقی ص ۱۲۴ و  ۲۲۶ و ۲۹۵

[۴۳] ـ راه حل های معنوی ص ۴۳

[۴۴] ـ عرفان ص ۲۳۴

[۴۵] ـ همان ص ۲۳۶

[۴۶] ـ ندای درونی ص ۱۹۵

[۴۷] ـ معنویت ۲ ، ص ۲۶۰

[۴۸] ـ عرفان ص ۲۴۳ و ص ۲۴۵

[۴۹] ـ معنویت ۲، ص ۱۰۵، ص ۲۱۶، ص ۳۴۳

[۵۰] ـ عرفان ص ۲۵۳

[۵۱] ـ عرفان ص ۲۵۳

[۵۲] ـ اعجاز واقعی ص ۳۰

[۵۳] ـ عرفان ص ۳۸۳

[۵۴] عرفان ص ۳۹۰

[۵۵] ـ عرفان ص ۳۹۰

[۵۶] ـ ندای درونی ۲۳۲و ۲۳۶

[۵۷] ـ معنویت ۲ ص ۸۵ و ۹۴

[۵۸] ـ خود حقیقی ص ۲۵۶

[۵۹] ـ خود حقیقی ص ۲۵۷) (ندای درونی ص ۲۰۶

[۶۰] ـ خود حقیقی ص ۲۹۰ و ص ۳۰۶ ـ معنویت ۲ ص ۸۵، ص ۹۴، ص ۱۸۰، ص ۱۹۲

[۶۱] ـ عرفان ص ۴۱۸ و ۴۱۹

[۶۲] J خود حقیقی ص ۱۷۹

[۶۳] ـ خود حقیقی ص ۱۸۰

[۶۴] ـ خود حقیقی ص۲۹۸ و ۲۹۷

[۶۵] ـ ندای درونی ص ۲۰۳

[۶۶] ـ معنویت ۲ ص ۹۵

[۶۷] ـ معنویت ص ۱۸۵

[۶۸] ـ خود حقیقی ص ۲۲۵

[۶۹] ـ ندای درونی ص ۱۴۸ ـ خود حقیقی ص ۱۹۴

[۷۰] ـ خود حقیقی ص ۲۰۳

[۷۱] ـ خود حقیقی ص ۲۵۵

[۷۲] ـ اعجاز واقعی ص ۲۰۱

[۷۳] ـ خودحقیقی ص ۲۱۸

[۷۴] ـ خود حقیقی ص ۲۷۵

[۷۵] ـ عرفان ص ۴۳۳

[۷۶] ـ عرفان  ص ۱۷۹

[۷۷] ـ معنویت ص ۵۶

[۷۸] ـ معنویت ص ۸۹

[۷۹] ـ معنویت ۲ ص ۷۸ و ص ۳۲۶ و ص ۲۴۰

[۸۰] ـ اعجاز ص ۱۳۲

[۸۱] ـ اعجاز واقعی ص ۹۵

[۸۲] ـ معنویت ۲ ص ۱۱ ـ اعجاز واقعی ص ۱۹۸

[۸۳] ـ معنویت ۲ ص ۹۹

[۸۴] ـ معنویت ۲ ص ۱۰۷

[۸۵] ـ معنویت ۲ ص ۲۸۲

[۸۶]ـ  خود حقیقی ص ۱۴۲

[۸۷] ـ اعجاز ص ۹۵ و ص ۱۶۸

[۸۸] ـ ندای درونی ص ۱۱

[۸۹] ـ ندای درونی ص ۲۳۶

[۹۰] ـ خود حقیقی ص ۲۷۴

[۹۱] ـ این بخش به صورت توصیفی و با جمع کلمات مختلف دایر صورت گرفته است.

[۹۲] ـ عرفان ص ۱۳۸

[۹۳] ـ عرفان ص ۱۴۱

[۹۴] ـ kenkees

[95] ـ عرفان ص ۱۴۳

[۹۶] ـ عرفان ص ۳۶۰

[۹۷] ـ خود حقیقی ص ۷۳

[۹۸] ـ روح و دانش جدید  ص ۴۷

[۹۹] ـ اعجاز واقعی ص ۶۱

[۱۰۰] ـ اعجاز ص ۱۶۴

[۱۰۱] ـ معنویت ص ۴۶ – عرفان ص ۷۱ – ۱۸۸ – ۲۱۴ – ۱۱۲ – ۱۲۱ – ۱۸۶ خود حقیقی ص ۳۷

[۱۰۲] ـ عرفان ص ۷۴ ، معنویت ص ۱۱۰

[۱۰۳] ـ عرفان ص ۸۳

[۱۰۴] ـ

[۱۰۵] ـ اعجاز ص ۲۹۱

[۱۰۶] ـ اعجاز ص ۳۰۱

[۱۰۷] ـ خود حقیقی ص ۳۷

[۱۰۸] ـ خود حقیقی ص ۴۴

[۱۰۹] ـ خود حقیقی ۱۱۰

[۱۱۰] ـ اعجاز ص ۱۸۷

[۱۱۱] ـ خود حقیقی ص ۱۶۸و ص ۲۷۳

[۱۱۲] ـ خود حقیقی ص ۱۹۴

[۱۱۳] ـ اعجاز واقعی ص ۱۸۷

[۱۱۴] ـ همان ص ۲۰۳

[۱۱۵] ـ اعجاز واقعی ص ۱۹۰ و ۲۸۵ ، راه حل معنوی ص ۳۱ و ص۸۶

[۱۱۶] ـ خود حقیقی ۲۹۱ / عرفان ۲۸۰

[۱۱۷] ـ راه حل معنوی ص ۲۶ و ۵۰ و ۳۲ و ۳۳ ، ندای درونی ص ۶۸

[۱۱۸] ـ معنویت ص ۱۷

[۱۱۹] ـ ندای درونی ص ۲۳۰- ۲۴۱ – ۱۶۷ – ۱۸۱ – ۲۷۹ / عرفان ص ۳۱۲ / معنویت ص ۶۱ / راه حل معنوی ص ۴۶ ـ ۴۱

[۱۲۰] ـ راه حل معنوی ص ۳۸ و ۴۷ ـ ندای درونی ص ۹ و ۱۱۳ ـ معنویت ص ۹۲ ، خود حقیقی ص ۱۲۴

[۱۲۱] ـ خود حقیقی ص ۱۵۹

[۱۲۲] ـ عرفان ص ۳۷۳

[۱۲۳] ـ ندای درونی ص ۱۴۷ – ۲۷۰ / خود حقیقی ص ۱۶۰ / عرفان ص ۶۶

[۱۲۴] ـ معنویت ص ۲۹

[۱۲۵] ـ کاتوزیان ناصر – فلسفه حقوق ص ۴۲۹

[۱۲۶] ـ عرفان ص ۵۹

[۱۲۷] ـ کیم وو چونگ ، سنگ فرش هر خیابان از طلاست ترجمه محمد سوری ص۳۶

[۱۲۸] ـ مصباح یزدی محمد تقی ـ به سوی او ص ۲۱۸

[۱۲۹] ـ خود حقیقی ص ۲۶

[۱۳۰] ـ راه حل معنوی ص ۴۱

[۱۳۱] ـ معنویت ۱۰۴ / ندای درونی ص ۱۳۷ و ۱۶۵

[۱۳۲] ـ معنویت ص ۵۴ و ۵۶

[۱۳۳] ـ من جاهد فینا لنهد ینهم سبلنا

[۱۳۴] ـ لنگها وزن ، محمد ، اسلام و کثرت گرایی دینی، ترجمه نرجس جواندل ص ۸۵

[۱۳۵] ـ راه حل معنوی ۶۳- ۶۶ / معنویت ۲ ص ۱۷۲ ، ۱۹۶ ، ۲۹۴ ، ۲۹۷

[۱۳۶] ـ خود حقیقی ص ۲۰۱ و ص ۲۰۴

[۱۳۷] ـ عرفان ص ۴۲۹

[۱۳۸] ـ عرفان ص ۲۲۸

[۱۳۹] ـ عرفان ص ۲۳۳

[۱۴۰] ـ عرفان ص ۴۰۶

[۱۴۱] ـ اعجاز واقعی ص ۷۴ – ۱۸۹ ، ۴۰۱/۴۰۳ / عرفان ۲۲۷ – ۴۰۶ – ۱۰۹

بهداشت معنوی

ویدئو‌ی امروز

محبوب‌ترین‌ها

وارد شوید